
این استراتژی معجزه میکند
9 استراتژی معاملاتی برای انس جهانی طلا در بازار فارکس
اگر شما به عنوان معامله گر بازار فارکس، به دنبال سرمایه گذاری امنی می گردید که در مقابل تورم محافظت کند انتخاب شما باید طلا یا ارزهای دیجیتال باشد. در سال های اخیر طلا رشد خوبی داشته و افراد زیادی در بازار فارکس روی آن نوسان گیری می کنند . خیلی زا تحلیل گران، طلا را یکی از جذاب ترین سرمایه گذاری های قرن می دانند.
نماد XAU/USD یکی از نمادهای طلا در بروکرها (کارگزاری های) بازار فارکس بوده که به سرمایه گذاران پیشنهاد شده و طلا را تبدیل به کالای قابل معامله در این بازار می کند. یکی از بهترین زمان ها برای سرمایه گذاری روی طلا، روزهایی است که اقتصاد کشورها شرایط خوبی را پشت سر نمی گذارد.برای برخی معامله گران، این استراتژی، پزبازده ترین استراتژی معاملاتی طلا به شمار می رود
همانطور که مشاهده می کنید، کرونا اقتصاد جهان را دگرگون کرده و دولت ها و معامله گران بیشتر سرمایه خود را به طلا و ارزهای دیجیتال تبدیل کرده اند تا از تورم جا نمانند.باید در نظر داشته باشیم که در این شرایط، عملیات های اقتصادی مانند چاپ پول، می تواند اقتصاد جهان را ضعیف تر کرده و ارزش ارز کشورها را در مقابل طلا، پایین تر بیاورد. ارزش طلا به میزان عرضه و تقاضا بستگی دارد. این نکته مهم را نباید از قلم بیندازیم که افزایش چاپ اسکناس تورم را بالاتر برده و مردم را به سوی خرید ارز دیجیتال و طلا سوق خواهد داد. سرمایه گذاری طلا بسیار کار هوشمندانه ایست که باید با استراتژی درست انجام شود. در ادامه، 9 روشی که سودآوری شما در معاملات طلا را بالاتر می برند را بر خواهیم شمرد.
استفاده از استراتژی معاملات روزانه در بازه زمانی بازار نیویورک
بازار طلا قسمتی از بازار فارکس است که خود 24 ساعته است. بیشترین حجم نقدینگی در بازار فارکس در بازه زمانی بازار نیویورک وجود دارد. اینکه شما در بازه زمانی نیویورک یا بعد از آن معامله کنید به عهده خودتان بوده و طبق اهداف معامله گری شما تعریف می شود. معامله در این بازه زمانی با حجم زیاد نقدینگی و کم شدن نوسانات هیجانی همراه خواهد بود و شما با میزان سرمایه کم هم می توانید معامله کرده و به سودآوری برسید. اگر در خارج از بازه زمانی نیویورک معامله کنید، استراتژی اسکلپ شما با ریسک زیادی همراه خواهد بود.پس سعی کنید این استراتژی معاملاتی طلا را در بازه های زمانی مختلف مورد آزمایش قرار دهید.
- با هدف قرار دادن دره ها و قله های قبلی، تحلیل را آسان تر کنید
به دلیل اینکه XAU/USD در محدوده رِنج معامله می شود، بهترین استراتژی معاملاتی طلا برای معامله کردن، خرید در دره ها و فروش در قله هاست. البته که تشخیص کندل های سیگنال دهنده هم بسیار مهم است. زمانی که بازار روند صعودی دارد و به قله های قبلی نزدیک می شود، با شناسایی کندل سیگنال دهنده در قله ها، معامله فروش خود را باز کنید. این روش را در زمانی که روند بازار نزولی بوده و قیمت به دره ها نزدیک می شود هم می توانید پیاده سازی کنید.
به خاطر اینکه طلا ثبات خوبی دارد، احتمال رسیدن قیمت آن به قله ها و دره های قبلی زیاد است. توجه داشته باشید که این روش برای استراتژی معاملات روزانه خوب نیست. شما از این روش در معاملات بلند مدت خود استفاده کنید. دلیل اصلی هم این است که رسیدن طلا به دره ها و قله های قبلی بسیار زمان بر است. این استراتژی یک استراتژی کم ریسک برای معامله های بلند مدت است.این موضوع بستگی به خود شما دارد که استراتژی معاملاتی طلا را در بلند مدت یا کوتاه مدت مثمر ثمر می دانید
- از تاثیرات اتفاقات های سیاسی مهم سراسر دنیا غافل نشوید
وقتی شرایط اقتصادی کشوری دگرگون شده و آینده مشخصی برای اقتصاد آن کشور مشخص نباشد، بهترین و با ثبات ترین کالای قابل معامله طلا خواهد بود. ارزش طلا ارتباط مستقیمی با ارزهای قوی مثل دلار و ین ژاپن دارد. زمانی که شما معامله ای روی طلا باز می کنید، به نوعی از سرمایه خود در برابر اتفاقهای غیر قابل پیش بینی که در سراسر جهان می افتد و روی بازار فارکس تاثیر می گذارد، محافظت می کنید.
از مثلث های متقارن در تحلیل های خود استفاده کنید
مثلث های متقارن یکی از الگوهای ساده نمودار شمعی است که در بازار رِنج از آن استفاده می شود. شکست در این مثلث ها باعث ریزش یا بالا رفتن قیمت خواهد شد. این الگو از دو خطی که شیب یکسان داشته و در خلاف جهت یکدیگر حرکت می کنند تشکیل شده است. هر مقدار که از رِنج زدن بازار می گذرد، عمق نوسان کم شده و به انتهای الگوی مثلث نزدیک می شویم. در این زمان، شکست به سمت بالا یا پایین رقم خواهد خورد.
بیشتر معامله گران برای معامله روی طلا از الگوی مثلث به همراه اندیکاتور RSI استفاده می کنند. وقتی اندیکاتور ها پیشنهاد می کنند که احتمال شکست وجود دارد، الگوی مثلث می تواند این شکست را تایید کرده و میزان اطمینان به باز کردن معامله سودآور را بالاتر ببرد.
در معامله فروش حد ضرر را می توانیم بالاتر از خطی که شیب نزولی دارد قرار دهیم. معامله زمانی باز می شود که قیمت به انتهای مثلث رسیده و آماده شکست است. پس از شکل گیری کندل سیگنال دهنده، وارد معامله شوید.
- رصد کردن تقاضای خرید از جانب اصناف صنعتی و بازرگانی طلا
زمانی که تقاضا برای خرید طلا زیاد شود، مستقیما روی قیمت آن تاثیر می گذارد چرا که میزان تولید طلا استراتژی معاملاتی بورس و فارکس در جهان ثابت است. تقاضا برای خرید طلا به روش های مختلفی قابل ردیابیست. برخی از اصناف و صنایع برای تولیدات خود نیاز به طلا دارند. صنایعی مانند پزشکی و صنایعی که به تکنولوژی روز وابسته است. اگر محصول جدیدی وارد بازار شود که نیاز به طلا در تولید آن وجود داشته باشد، تاثیر آن را در قیمت طلا دنبال کنید.
میزان تقاضای مصرف کنندگان به جواهرات از عوامل دیگر افزایش قیمت طلا محسوب می شود. خرید جواهرات به عنوان کالای لوکس و سرمایه گذاری، از مهمترین عوامل نوسان قیمت طلا به شمار می رود.
خرید طلا توسط بانک های مرکزی را زیر نظر بگیرید
زمانی که بانک مرکزی هر کشور، حس کند که ارزش پول کشور و سرمایه های در دست، در حال کاسته شدن است، اقدام به خرید طلا خواهد کرد.اخیرا، چین و روسیه سرمایه گذاری های کلانی روی طلا کرده اند. این اقدام زمانی انجام شد که این دو کشور تحلیلی روی قیمت آینده دلار و یورو انجام داده و به این نتیجه رسیده اند که سرمایه گذاری روی طلا نسبت به نگهداری این دور ارز، مطمئن تر است
زمانی که بانک های مرکزی مقدار زیادی طلا می خرند پیام های مهمی برای معامله گران بازار فارکس فرستاده می شود.
- قرار است از ارزش ارز کشوری که اقدام به خرید کرده کاسته شود. در اصل به همین خاطر اقدام به خرید طلا شده است.
- اگر خرید بزرگی توسط بانک های مرکزی انجام شود، با توجه به عرضه مشخص و ثابت طلا، ارزش طلا بالا رفته و زمان خوبی برای خرید و موج سواری است.
- نرخ بهره واقعی کشورها را دنبال کنید
ارزش قیمت طلا با میزان نرخ بهره کشورها رابطه معکوسی دارد. این رابطه حتی به صورت نوشتاری و قراردادی در بانک های مرکزی وجود دارد. زمانی که نرخ بهره پایین می آید، قیمت طلا بالا می رود و زمانی که نرخ بهره بالا برود از ارزش طلا کاسته می شود. البته خیلی ها این موضوع را یک نشانه می دانند و بعضی از افراد هم این اطلاعات را قسمتی از استراتژی معاملاتی طلا دانسته و با دریافت نشانه ها معامله می کنند
نرخ بهره واقعی از کم کردن نرخ تورم از میزان نرخ بهره دوره ای به دست می آید. این درصد می تواند افزایش یا کاهش پیدا کند. معمولا وقتی نرخ بهره واقعی پایین تر از 1% باشد، ارزش طلا بالا می رود. اگر شما معامله گری هستید که از استراتژی بلند مدت استفاده می کنید، بهتر است این روش را جدی بگیرید. زمانی که نرخ بهره پایین آمد، حتما اقدام به خرید طلا کنید. زمانی هم که نرخ بهره به بالای 2% رسید، حتما اقدام به فروش طلا در بازار کالا و فارکس بکنید.
- محل تقاطع میانگین متحرک ها را هدف قرار دهید
به این خاطر که قیمت طلا معمولا در یک رِنج خاص نوسان می کند، میانگین متحرک های مختلف با یکدیگر برخورد می کنند. بسیاری از معامله گران در زمانی که میانگین متحرک کوتاه مدت تر، میانگین متحرک بلند مدت تر را در جهت صعودی قطع می کنند خرید می کنند. برای مثال زمانی که میانگین متحرک 20 روزه، میانگین متحرک 50 روزه را در جهت صعودی قطع کند، سیگنال خرید به شما می دهد.
در نمودار طلای زیر، برای مثال، میانگین متحرک 50، میانگین متحرک 100 را در جهت صعودی در آپریل 2020 شکسته است. این اتفاق زمانی افتاد که به خاطر شیوع کرونا، خیلی از مشاغل رو به تعطیلی رفتند. وقتی این برخورد در میانگین متحرک ها رخ داد، نشان از جهش سنگین وجود داشت که ما در ماه های بعد آن را مشاهده کردیم.
در نظر داشته باشید که این اتفاق می تواند به صورت معکوس هم رخ دهد و میانگین متحرک کوتاه مدت، میانگین متحرک بلند مدت را در جهت نزولی قطع کند. معامله گران از این تقاطع برای ورود به بازار و فروش استفاده می کنند.
هنوز به صورت علمی مشخص نشده که چه میانگین متحرک هایی، سیگنال بهتری برای خرید یا فروش می دهند اما میانگین متحرک 10 و 60 بالاترین درصد موفقیت را برای طلا داشته اند. پس این دو میانگین متحرک را قسمتی از استراتژی معاملاتی طلا ی خود کنید
- به تغییرات در تولید و عرضه طلا توجه کنید
در سال های گذشته، میزان تولید طلا دچار نوسان زیادی نشده و در یک رِنج ثابتی تولید می شود. از طرف دیگر، تقاضا برای خرید طلا از میزان تولیدات معدنی آن، پیشی گرفته است. هزینه استخراج طلا بسیار بالا رفته و به همین خاطر، شاهد افزایش قیمت این فلز زرد بوده ایم. منابع بسیاری از معادنی که به راحتی استخراج از آن صورت می گرفت پایان یافته و حالا برای استخراج بیشتر، باید به مکان های دیگر سر زده شود. این مکان ها از نظر جغرافیایی، سختی های زیادی را برای استخراج به همراه دارند. در نتیجه، سود استخراج کنندگان بسیار پایین آمده و این کسب و کار در حال از دست دادن ارزش خود است.
شما تنها سه قدم تا ورود به دنیای فارکس فاصله دارید ( برای ورود روی لینک های زیر کلیک کنید):
تریدینگ رنج و استراتژی معاملاتی در آن
زمانی که قیمت در تایم فریمی که به آن نگاه میکنیم روند خاصی ندارد (نه صعودی است و نه نزولی) و داخل یک محدوده بالا و پایین می شود، تریدینگ رنج (TR) نامیده می شود.
اگر دقت کنین در بالا جمله ( در تایم فریمی که به آن نگاه میکنیم ) را به کار برده ام؛ به این معنی می باشد که شاید شما در تایم روزانه شاهد تریدینگ رنج هستید اما در تایم 5 دقیقه اطلاعات کاملا متفاوت می باشد و شما روند پر قدرتی را در جهت نزول یا صعود خواهید دید. پس تایم الگو را باید دریابید و برا اساس تایم فریم تریگر ترید نمایید.
از کجا بفهمیم در TR هستیم و این TR معتبر می باشد؟
وقتی که ما دو سطح داشته باشیم که شاهد دو برخورد از پایین و دو برخورد از بالا باشیم، میگوییم تریدینگ رنج رخ داده است و با اطمینان معامله میکنیم.اما اگر نیاز به پیش داوری باشد باید در نظر گرفت که بازار 3 نوع چرخه دارد و ما بعد از رخ دادن چرخه اول منتظر چرخه بعدی خواهیم شد. این چرخه ها اسپایک، کانال و تریدینگ رنج هستند.
برای کسب اطلاعات بیشتر در مورد چرخه های بازار اینجا کلیک کنید.
استراتژی معاملات در تریدینگ رنج:
همانطور که در تصویر پایین می بینید، قیمت داخل یک محدوده در حال حرکت می باشد و ما باید از استراتژی BLSH استفاده نماییم.
خرید در پایین BL: buy low
فروش در بالا SH: sell high
دیدن کندل سیگنال بار و کی بار در بالا و پایین TR بسیار مهم است. و به ما کمک میکند با اطمینان بیشتری وارد معامله شویم اما کسانی هستند که اردرهای stop می گذارند و به محض رسیدن قیمت به سقف یا کف اردرشان فعال میشود.
کسانی که پرایس کلاسیک کار میکنند عقیده دارند هر چقدر که سطحی میزان برخورد بیشتری داشته باشد اعتبار بیشتری دارد اما کسانی که عرضه و تقاضا کار میکنند میدانند که هر چقدر برخورد ها زیاد باشد اعتبار سطح پایین تر می آید زیرا سفارش های موجود در آن سطوح به اتمام می رسد. پس ما بعد از حداکثر 4 الی 5 برخورد باید به سطوح اعتماد نکنیم و منتظر بریک از TR باشیم.
قیمت چگونه از TR خارج می شود؟
ابتدا باید بدانید که معمولا 80 درصد تلاش ها برای خروج از TR با شکست مواجه میشود و وقتی که قیمت تصمیم به خروج گرفته باشد با مومنتوم بالا (اسپایک) از TR خارج می شود و آغاز حرکت خروج معمولا از وسط تریدینگ رنج شروع می شود.
استاپ (SL) گذاری در تریدینگ رنج:
روش های مختلفی برای استاپ گذاری وجود دارد اما به دلیل اینکه در تریدینگ رنج ها اگر قیمت از سطح خارج شود، 80 درصد احتمال دارد دوباره به داخل تریدینگ رنج برگردد؛ پس ما استاپ خود را رو به اندازه نصف طول تریدینگ رنج قرار می دیم
اهداف قیمتی بعد از شکست:
هنگامی که قیمت یک خروج موفق از تریدینگ رنج داشته باشد معمولا به اندازه ارتفاع تریدنگ رنج حرکت می کند. این اندازه یک نقطه ورود دوباره در جهت مخالف نیز می باشد.به شرط اینکه سایکل رسیدن به این نقطه کانال باشد ( اسپایک نباشد). هدف دوم نیز دو برابر ارتفاع تریدینگ رنج می باشد
اهداف قیمتی درون تریدینگ رنج:
درون تریدینگ رنج معمولا قیمت به میدلاین واکنش بسیاری می دهد اما اهداف سقف و کف می باشد و برگشت هایی که از میدلاین اتفاق می افتد نباید باعث شود که سریع از پوزیشن خارج شویم؛ این احتمال وحجود دارد که بعد از برخورد به میدلاین دوباره قیمت به نقطه ورود ما برگردد اما اگر در ابتدای تریدینگ رنج هستیم نباید نگران این اتفاق باشیم. ( اما در انتها باید نگران بود زیرا قیمت معمولا از میدلاین حرکت خروج را آغاز می کند)
خاصیت مگنت:
قیمت در تریدینگ رنج نسبت به کف و سقف خاصیت آهنربایی دارند؛ یعنی هنگامی که به کف و سقف نزدیک می شود کندل های پر قدرتی را ثبت می نماید. دلیل این اتفاق یکسو شدن دیدیگاه عمومی در نزدیکی کف و سقف می باشد. حتما به این خاصیت دقت داشته باشید. اگر خواستان به این مبحث نباشد احتمال دارد پوزیشن همسو با کندل ها بگیرید و متحمل ضرر شوید.
در نهایت نکته مهمی که باید به یاد داشته باشید این است که در تریدینگ رنج ها اندیکاتور ها به درستی عمل نمیکنند و شما را سر در گم می کنند
برای دیدن ویدیو آموزشی مربوط به مبحث تریدینگ رنج، اینجا کلیک کنید
روانشناسی تریدینگ رنج:
قیمت برای همیشه نمی تواند صعودی یا نزولی باشد؛ گاهی معامله گران سر در گم می شوند، گاهی سفارش نهنگ های بازار پر نشده است، گاهی دیدگاه ها تغییر می کند، گاهی بازار انتظار یک اتفاق و یا خبر مهم را دارد و . تمامی این بی تصمیمی ها در بازار موجب ایجاد تریدینگ رنج می شود و در نهایت تصمیم گیری انجام می شود و قیمت معمولا با مومنتوم بالا حرکت میکند.
استراتژی معکوس، روشی جذاب برای جلوگیری از ضرر بیشتر در بورس
پوشیده نیست که برای موفقیت در هر کاری به ویژه در سرمایهگذاری، داشتن یک استراتژی و پایبندی به آن بسیار لازم و ضروری است. هر فرد با توجه به روحیات و درجه ریسکپذیری خود میتواند استراتژی مخصوص به خودش داشته باشد. استراتژی معکوس یکی از آن روشهای جذاب برای جلوگیری از ضررهای بیشتر است که امید موسوی، مدیر عامل شرکت مدیریت ثروت مانو، در کارگاه تابلوخوانی و روانشناسی بازار آن را تشریح کرده است.
و اما استراتژی معکوس
برای فهم بیشتر این استراتژی، با یک داستان مشهور شروع میکنیم. یک استاد دانشگاه یک اسکناس 50 هزار تومانی روی میز خود میگذارد و میگوید قصد دارد این اسکناس را به مزایده بگذارد و هر کسی پیشنهاد بیشتری بدهد، این اسکناس برای او خواهد بود.
البته این مزایده یک شرط هم دارد و آن هم این است که هر فردی در این مزایده ببازد، باید به اندازه مبلغ پیشنهادی خود، به استاد پرداخت کند. این شرط چه معنی دارد؟
فرض کنید دو نفر در این مزایده شرکت میکنند، پیشنهاد نفر اول، 20 هزار تومان هست، یعنی با پرداخت 20 هزار تومان، یک اسکناس 50 هزار تومانی برنده خواهد شد. نفر دوم پیشنهاد، 21 هزار تومانی را میدهد. به این ترتیب نفر اول بازنده است و اسکناس متلعق به نفر دوم است. اما این پایان ماجرا نیست، نفر دوم باید یا 20 هزار تومانی که پیشنهاد داده بود و شکست خورد را به استاد بدهد یا اینکه در مزایده بماند و مبلغ بیشتری را پیشنهاد دهد.
این ماجرا ادامه دارد و هر فرد، برای اینکه پولی به استاد ندهد، مبلغ را بالاتر میبرد. همانطور که مشخص است، در ابتدای مزایده، رقابت بر سر کسب سود بیشتر است. چون فرد اول میخواهد یک اسکناس 50 هزار تومانی را 5 هزار تومان بخرد و 45 هزار تومان سود کند. نفر بعدی با هزار تومان افزایش مبلغ پیشنهادی، به سود 44 هزار تومانی فکر میکند.
اما از یک جایی به بعد، روی مزایده تغییر میکند و دعوا بر سر ضرر نکردن است. چرا که یک نفر در بین جمعیت، فریاد میزند که من آن اسکناس 50 هزار تومانی را، 50 هزار تومان میخرم، در واقع نه سود میکند و نه ضرر.
اما نفر دوم که قیمت 40 هزار تومان را پیشنهاد داده بود و اکنون در طرف بازنده قرار دارد، یا باید پیشنهاد 51 هزار تومانی را بدهد و هزار تومان ضرر کند، یا اینکه از بازی کنار رود و 40 هزار تومان پیشنهادی را به استاد بدهد. طبیعی است که هزار تومان ضرر بهتر از 40 هزار تومان است.
این رقابت ادامه پیدا میکند تا جایی که یک نفر شکست را قبول کند و در دنیای واقعی برای این داستان چند صد برابر 50 هزار تومان (البته به دلار) هم معامله شده است.
نتیجه داستان
انسانها به طور ذاتی از شکست بیزارند و آن را قبول نمیکنند و به هر قیمتی حتی ضررهای بیشتر، حاضر به قبول شکست نیستند و ادعا کند که فکر او درست بوده و این ضرر ناشی از عواملی دیگر بوده است. این اتفاق در بازارهای مالی هم به دفعات اتفاق میافتد و ضربههای بعضا سنگینی را به معاملهگران وارد میکند.
یک استراتژی رایج که اکثر افراد از آن استفاده میکنند این است که اگر سهمی را که خریدهاند با افت قیمت مواجه شد، در قیمتهای پایینتر نیز از آن خرید کنند تا میانگین خرید کم شود و در صورت افزایش قیمت، زودتر از ضرر خارج شوند.
حتی گاهی پیشنهاد میکنند تا دو برابر حجم خرید قبلی، خرید کنید که این کم شدن میانگین قیمت خرید، بیشتر باشد.
نکته استراتژی کم کردن میانگین قیمت خرید در چیست؟
اگر معاملهگر درست تشخیص داده بود و سهم درستی را انتخاب کرده بود که اصلا اینقدر پایین نمیرفت، پس باید در انتخاب خود شک کند. حال که اشتباه کرد و قیمت سهم به جای افزایش، کاهش یافت، چرا دو مرتبه اصرار به فکر قبلی دارد و دوباره و حتی دو برابر از آن خریداری و ریسک خود را دو برابر میکند.
پاسخ را در همان واژه بیزاری از باخت بیابید.
استراتژی معکوس
استراتژی معکوس، عکس رفتار بالا را پیشنهاد میکند و میگوید اگر سهمی را خریداری و پس از آن سود کردید، آنگاه دوباره از آن بخرید. مثلا اینگونه طی کنید که اگر 10 درصد بالا رفت، دوبرابر از آن میخرم و اگر 10 درصد ضرر کردم، آن سهم را میفروشم و از آن خارج میشوم ولی به پای سهمی که در حال سود دادن است، میمانم.
این استراتژی معجزه میکند
با به کار بردن این استراتژی، سود ما اجازه رشد دارد و جلوی ضرر خیلی زود گرفته میشود.
روش میانگین کم کردن یا average down در کازینوها کاربرد زیاد دارد و به شما القا میکنند که تو پول پرداخت کن بالاخره یک بار برنده میشوی و تمام ضررها را جبران میکنی.
اما اینطور نیست و در نظر نمیگیرند که با این کار، شما ریسک زیادی را فقط به خاطر صفر کردن حسابتان، متحمل میشوید.
برای اینکه در روش کم کردن میانگین قیمت خرید، موفق باشید یا باید حتما پول نامحدود داشته باشید یا اینکه زمان زیادی را منتظر برگشت بمانید.
پس بهترین راهکار این است که برخلاف جهت بازار شنا نکنیم، و اگر انتظار افزایش قیمت یک استراتژی معاملاتی بورس و فارکس سهم را داریم ولی به هر دلیلی این اتفاق رخ نداد و قیمت افت کرد، در یک چارچوب مشخص حد ضرر زمانی و قیمتی مشخص کنیم و اگر به آن حد ضرر رسید، از آن سهم خارج شویم.
ولی اگر سهمی خریدیم و قیمت آن رشد کرد، این یعنی مطابق تحلیل و انتظار ما بوده و حتما به حجم معاملات اون سهم اضافه کنیم.
نتیجه پایانی
طبق دانستههای روانشناسان، افراد بیشتر از آنکه از بردن لذت ببرند از باختن متنفرند. به این نکته «بیزاری از باخت» گفته میشود که یکی از عوامل اصلی ضرر در بورس و سایر بازارهای مالی است.
شما هنگامی که در یک معامله سود میکنید به سرعت پوزیشن خود را میبندید و به آن اجازه رشد نمیدهید و برعکس وقتی در ضرر هستید به آن اجازه رشد و بزرگ شدن میدهید چون ناخودآگاه ذهن شما از ضرر متنفر است.
داشتن یک استراتژی برای تجربه سرمایهگذاری موفق، بسیار واجب و حیاتی است. برخی از استراتژیهای کاربردی مثل استراتژی لشکر و استراتژی معاملاتی بورس و فارکس سد، در وبلاگ مانو منتشر شده است.
استراتژی معاملاتی برای نوسانگیری (روش اسکالپ)
قطره قطره جمع گردد وانگهی دریا شود! این شعار نوسانگیرای اسکالپ است. در بسیاری از بازارهای مالی مثل فارکس و بازار ارزهای دیجیتالی و همچنین بورس سهام، نوسانگیری های کوتاه مدت یکی از روش های معامله گری است که به روش اسکالپ معروف است. در این روش معامله گر در یک بازه زمانی تعداد زیادی معامله با سود کم انجام میدهد که در بلند مدت این سودهای کم جمع میشود و سود زیادی را نصیب تریدر میکند. استراتژی معاملاتی برای نوسانگیریهای کوتاه مدت در روش اسکالپ معمولا بر اساس اندیکاتورها طراحی میشود. در این مقاله به یک استراتژی معاملاتی کوتاه مدت بر اساس اندیکاتور RSI میپردازیم و این سیستم را به شما آموزش خواهیم داد. با ما همراه باشید.
روش معاملاتی اسکالپ (Scalp) چیست؟
منظور از روش اسکالپ در بازارهای مالی، انجام معاملات متعدد با حجم بالا اما سودهای کم است. این روش بیشتر در بازار فارکس معروف است اما به طور کلی میتوان در همه بازارهای مالی از آن استفاده کرد. اسکالپینگ زیرشاخهای از نوسانگیریهای کوتاه مدت روزانه است. در واقع در این روش تریدر سعی میکند از نوسانات جزیی بازار استفاده کند.
بازارهای مناسب برای استفاده از روش اسکالپ
بازارهایی که میتوان از روش اسکالپ استفاده کرد باید به صورت کلی دو خصیصه زیر را دارا باشد:
- کارمزد پایین
- نقدینگی بالا
همان طور که گفتیم در این روش معاملات زیادی انجام میشود و از نوسانات جزیی بازار کسب سود میشود. این در صورتی امکان پذیر خواهد بود که کارمزد معاملات به قدری پایین باشد که نوسانات جزیی سود آور باشد. برای مثال بازار بورس سهام ایران به علت کارمزد بالا (حدود 1.5 درصد برای هر معامله کامل) نیمتوان از این روش استفاده کرد. از طرفی بازار باید به قدری نقدینگی داشته باشد که دائما نوسانی باشد، در غیر این صورت باز هم امکان استفاده از این روش وجود ندارد. با همه این تفاسیر بهترین بازار برای استفاده از روش اسکالپ شامل موارد زیر است:
بازارهای جهانی
- فارکس
- بازار برخی از رمزارزها (مثل بازار آتی بیت کوین)
- باینری آپشن
بازارهای داخلی
بورس آتی کالا (برای زعفران که حجم معاملات بالاست)
استراتژی معاملاتی برای نوسانگیری کوتاه مدت
آموزش گام به گام تحلیل بنیادی برای انتخاب سهم مناسب
برای دانلود کتاب آموزش گام به گام تحلیل بنیادی روی لینک زیر کلیک کنید.
آیا میخواهید در بورس به موفقیت برسید؟ آیا نمیدانید چگونه یک سهم را از منظر بنیادی تحلیل کنید؟ نبود منبع آموزشی مناسب در زمینه تحلیل بنیادی انگیزه ای شد تا در یک کتاب آموزشی به زبانی کاملا ساده و کاربردی، به کمک تصاویر گویا و آموزش گام به گام، روش انتخاب یک سهم را بر اساس نکات بنیادی آموزش داده ایم. قطعا این روش آموزشی را در هیچ کجا پیدا نخواهید کرد! این کتاب الکترونیکی را به تمام کسانی که می خواهند در بازار بورس به موفقیت مستمر برسند توصیه میکنیم .
در این قسمت یک استراتژی کوتاه مدت را که بر اساس اندیکاتور RSI طراحی شده است را خدمت شما آموزش میدهیم. توجه کنید در این روش برای ورود و خروج از معامله تنها از اندیکاتور RSI استفاده میشود، لذا ریسک این روش بالاست و باید مدریت ریسک و سرمایه را به درستی بلد باشید. هیچ گاه بیش از بیست درصد از سرمایه خود را در این روش وارد معامله نکنید. مخصوصا اگر از اهرم های بالا استفاده میکنید.
استراتژی اسکالپ با اندیکاتور RSI
در این روش ابتدا به RSI با بازه 14 در تایم فریم بالای 5 دقیقه نگاه کنید. اگر روند اندیکاتور مثبت است باید تنها با پوزیشن خرید وارد معامله شوید و اگر روند اندیکاتور منفی است باید فقط با پوزیشن فروش وارد معامله شوید. بنابراین اولین چیزی که اهمیت دارد تشخیص روند در اندیکاتور RSI است. برای این کار میتوانید خط روند را برای اندیکاتور رسم کنید و زمانی که خط روند شکست شما هم پوزیشن های ورودی را تغییر بدهید. برای مثال به تصویر زیر نگاه کنید که چگونه خطوط روند در اندیکاتور RSI شکسته است.
روند RSI را برای تایم فریم های زیر پنج دقیقه هم چک کنید. وقتی اطمینان حاصل کردید که روند آن مشخص شده است زمان آن رسیده است که بازه اندیکاتور را به 2 یا 3 تغییر بدهید. حال میتوانید در جهت روند (تایم فریم زیر پنج دقیقه) در جهت روند پوزیشن بگیرید. اگر روند مثبت است زمانی که اندیکاتور به زیر 10 رسید، پوزیشن خرید بگیرید. اگر روند منفی است، وقتی RSI به بالای 90 رسید پوزیشن فروش بگیرید. حد سود و حد ضرر را باید باتوجه به تشخیص خود در قیمت مناسب در نظر بگیرید.
استفاده از این استراتژی و اینکه بازه اندیکاتور را دقیقا روی چه عددی بگذارید و روی چه تایم فریمی کار کنید، نیاز به تست کردن دارد و به مرور میتوانید استراتژی خود را بهینه کنید.
آیا اسکالپینگ برای شما مناسب است؟
این روش نوسانگیری به اسکالپینگ معروف است. اینکه آیا اسکالپینگ برای شما مناسب است یا خیر، بستگی به میزان زمان فعالیت شما در بازارهای مالی بستگی دارد. در این روش تکنیکی، بازار باید به طور مداوم تحلیل تکنیکال شود و شاید در عرض چند دقیقه چندین معامله ایجاد شود. به همین دلیل نیازمند تمرکز و دقت بالایی است و باید زمان کافی برای انجام چنین کاری اختصاص داد. برای اینکه در اسکالپینگ موفق باشید، باید توانایی تصمیمگیری فوری را داشته باشید. سرعت عمل در این روش بسیار مهم است، شاید مجبور باشید در عرض چند ثانیه وارد معامله شوید و بعد سریعاً از بازار خارج شوید. در این میان استفاده از اهرم (Leverage) میتواند سود یا زیان معاملهگر را بهطور قابل توجهی تغییر دهد.
بنابراین شما باید از نظر شخصیتی برای این کار ساخته شده باشید و دارای اعصاب قوی و اعتماد به نفس بالایی باشید. همچنین توجه کنید که زمانی که برای این کار صرف میشود باید با سود کسب شده تناسب داشته باشد.
جمع بندی: نوسانگیری به روش اسکالپ در سه گام
در این مقاله یک استراتژی برای نوسانگیری کوتاه مدت (روش اسکالپ) را یادگرفتید. این استراتژی بر اساس اندیکاتور RSI است:
- روند اندیکاتور RSI را در بازه 14 برای تام فریم بالاتر از 5 دقیقه (مثلا 15 دقیقه) پیدا کنید
- بازه RSI را روی 3 تنظیم کنید و تایم فریم را به 5 یا 3 دقیقه تغییر دهید.
- زمانی که اندیکاتور به 10 یا 90 رسید، در جهت روند پوزیشن بگیرید و با سودی در حد 2 یا 3 پیپ خارج شوید.
پیپ کوچکترین واحد تغییر قیمت در فارکس است. در بازارهای دیگر شما میتوانید بر اساس همین استراتژی میزان حد سود خود را تعیین کنید. اگر سوال یا نظری درباره این سیستم دارید در کامنت ها بپرسید.
استراتژی معاملاتی (Trading Strategy)
استراتژی معاملاتی (Trading Strategy)
یک استراتژی معاملاتی (به انگلیسی Trading Strategy)، نوعی شیوه خرید و فروش در بازار است که بر قواعدی از پیش تعریفشده برای اتخاذ تصمیمات معاملاتی استوار است.
استراتژی معاملاتی میتواند برای هر بازاری از جمله ارز دیجیتال، سهام، سایر اوراق بهادار و هر بازار مالی تنظیم شود.
درک بهتر استراتژی معاملاتی
یک استراتژی معاملهگری شامل یک برنامه سرمایهگذاری و معاملاتی دقیق است که اهداف سرمایهگذاری، توان ریسک پذیری، افق زمانی و پیامدهای مالیاتی را مشخص میکند.
بهترین ایدهها و کنشها باید پیش از عملی شدن بررسی شده و به خوبی فرا گرفته شوند.
برنامهریزی برای معامله شامل توسعه شیوههایی میشود که مواردی چون خریدوفروش سهام، اوراق قرضه، صندوقهای قابل معامله در بورس یا سرمایهگذاریهای دیگر را در بر میگیرند و حتی ممکن است به برنامهریزی برای معاملات پیچیدهتر مانند معاملات آپشن یا معاملات آتی نیز تعمیم یابند.
جایگذاری معاملات به معنای کار با یک کارگزار یا بروکر و شناسایی و مدیریت هزینه معاملات است که شامل اسپردها، کمیسیونها و هزینهها میشود.
بعد از اجرای این امور، باید موقعیت معاملاتی رصد و مدیریت شود که این مسئله شامل تنظیم کردن یا بستن معاملات در صورت لزوم است.
ریسک و بازده نیز همانند تاثیرات سبد سهام بر معاملات سنجیده میشوند و مورد بررسی قرار میگیرند.
نکات کلیدی
- یک استراتژی معاملاتی را میتوان به یک طرح معاملاتی تشبیه کرد که عوامل و مصارف مختلف را برای یک سرمایهگذار در نظر میگیرد.
- این برنامه شامل سه مرحله است: برنامهریزی، جایگذاری معاملات و اجرای معاملات. در هر مرحله از فرآیند، معیارهای مربوط به استراتژی بر اساس تغییر در بازارها اندازهگیری شده و تغییر میکنند.
توسعه یک استراتژی معاملاتی
انواع مختلفی از استراتژیهای معاملاتی وجود دارد، اما اکثر آنها یا بر وجوه تکنیکی متمرکز میشوند یا بر وجوه بنیادین.
وجه مشترک آنها این است که هر دو بر اطلاعات کمی، که بتوان با استفاده از شبیهسازی دقت آنها را سنجید، اتکا میکنند.
استراتژی معاملاتیِ تکنیکال، برای تولید سیگنالهای معاملاتی بر اندیکاتورهای تکنیکی تکیه میکنند.
معاملهگران تکنیکال اعتقاد دارند تمام اطلاعات مربوط به یک سهم یا اوراق بهادار مشخص، در قیمت و حرکت آن در روندهاست.
به عنوان مثال، یک استراتژی معاملاتی ساده ممکن است مبتنی بر یک تقاطع میانگین متحرک باشد که به موجب آن، یک میانگین متحرکِ کوتاهمدت، یک میانگین متحرک بلندمدت را در بالا یا پایین آن قطع میکند.
استراتژی معاملاتی بنیادی فاکتورهای بنیادین را مورد بررسی قرار میدهد. به عنوان مثال، ممکن است یک سرمایهگذار، به منظور تولید فهرستی از فرصتها، مجموعهای از معیارها را در نظر داشته باشد. این معیارها توسط فاکتورهای تحلیلی، مانند رشد درآمد یا سودآوری شرکت، توسعه داده میشوند.
نوع سومی از استراتژی معاملاتی نیز با نام Quantitative trading اخیرا برجسته شده است.
- مطالب بیشتر: معامله گر یا تریدر کیست؟
در تحلیل کمی (Quantitative Analysis) تحلیلگر به دنبال درک رفتار قیمت با استفاده از ریاضیات، مدلسازی آمارری، سنجش و تحقیق است.
استراتژی معاملاتی کمی از این نظر به معاملهگری تکنیکال شباهت دارد که برای تصمیم گیری درمورد خرید یا فروش، از اطلاعات مربوط به سهام استفاده میکند.
با این حال، ماتریکس فاکتورهایی که در تحلیل کمی برای تصمیمگیری درباره خرید یا فروش یک سهم استفاده میشود، به نسبت بزرگتر از تحلیل تکنیکال است.
یک معاملهگر کمی، از داده های زیادی -همچون تحلیل رگرسیون نسبتهای معاملاتی، دادههای تکنیکال، قیمت- برای استخراج ناکارآمدیهای موجود در بازار و انجام معاملات سریع با استفاده از تکنولوژی استفاده میکند.
از استراتژیهای معاملاتی به منظور پیشگیری از سوگیریهای موجود در دانش مالی رفتاری و اطمینان از نتایج ثابت استفاده میشود.
به عنوان مثال، معاملهگرانی که از قوانین ناظر به زمان خروج از یک معامله پیروی میکنند، کمتر احتمال دارد در برابر اثر تمایلی (disposition effect) تسلیم شوند؛ اثری که باعث میشود سرمایه گذاران، سهام هایی که ارزش خود را از دست می دهند را رها نکرده و سهامهای در حال رشد را بفروشند.
حساسیت استراتژیهای معاملاتی میتواند جهت بررسی ثبات در شرایط مختلف بازار مورد سنجش قرار بگیرد.
- مطالب بیشتر: پرایس اکشن چارت ریدینگ(chart reading)
توسعه استراتژیهای معاملاتی سودآور امری دشوار است و این خطر نیز وجود دارد که بیش از حد بر یک استراتژی تکیه کنیم.
به عنوان مثال، ممکن است یک معاملهگر، منحنی یک استراتژی معاملاتی را بر یک آزمون گذشتهی خاص منطبق کند، امری که باعث ایجاد اعتماد کاذب به آن استراتژی خواهد شد.
ممکن است استراتژی روی کاغذ و بر اساس دادههای قبلی بازار به خوبی کار کند، اما کارآمدی در گذشته، موفقیتهای بعدی در شرایط کنونی بازار را تضمین نمیکند.
زیرا ممکن است شرایط فعلی و آینده، نسبت به دورهای که برای آزمون انتخاب کرده بودیم تفاوت بسیاری داشته باشد.