وب سایت گزینه های باینری

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

در بستر بازارهای مالی، اگر تعداد بسیار زیادی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران بر روی یک نوع از ابزار مانند خطوط حمایت و مقاومت تمرکز کنند، احتمال اینکه این ابزار بهتر عمل کند بیشتر می شود.

نظریه داو - تئوری داو جونز

تئوری داو (تئوری داوجونز) یک روش معاملاتی است که توسط "چارلز داو" توسعه داده شد. تئوری داو مبنای تحلیل تکنیکی بازارهای مالی است. ایدۀ پایه ای تئوری داو این است که عمل قیمت بازار بازتاب دهندۀ همۀ اطلاعات موجود است و حرکت قیمت بازار از سه روند اصلی تشکیل شده است.

به عمل تبدیل کنید

مبانی تئوری داو

  • بازار همه چیز را در نظر دارد.
    هر چیزی که بر عرضه و تقاضا تأثیر می گذارد در قیمت بازار منعکس می شود.
  • سه نوع روند
    طبق تئوری آقای "داو", صعود متوالی افت و خیزها - روند صعودی نام می برد ; روند نزولی برعکس - نزول متوالی افت و خیزها.
    آقای "داو" مطمئن بود که اصول "عمل و عکس العمل" که در تمام هستی مشاهده می شود, در بازار نیز کاربرد دارد, یعنی - هر حرکتی، سرانجام جهت معکوس به خود می گیرد.
    آقای "داو" روند بازار را به سه قسمت تقسیم کرد:
    1. اولیه (همانند هنگام رخ دادن مد در ساحل دریا که آب تا جایی که بتواند بالا می آید).
    2. ثانویه (که شبیه امواجی می ماند که در حرکت اولیه ایجاد می شوند و هر موج یک سوم از مسیری که آمده و یا دوم سوم از آن را به عقب می گردد، البته در اغلب موارد نیمی از مسیری که آمده را برمی گردد.)
    3. ناچیز (موج دار) - نوسانات در حرکت فرعی.
  • روندهای حرکتی اصلی از سه مرحله تشکیل می شود.
    آقای "داو" به حرکت های اصلی توجه کرد و آنها را به سه مرحله تفکیک کرد:
    1. مرحله تمرکز - سرمایه گذاران تیزبین با احساس تغییر حرکت بازار به عملیات خرید/فروش می پردازند.
    2. مرحله حضور همگانی - اکثر تریدران که از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند وارد بازار می شوند.
    3. مرحله سهیم شدن - مسیر حرکتی جدید به خوبی خود را نشان می دهد. در این مرحله با انتشار اخبار اقتصادی روند حرکتی تائید می شود، معاملاتی ریسکی کوتاه مدت شکل می گیرند و حضور همگانی گسترده تر می گردد.
  • شاخص های میانگین باید یک دیگر را تأیید کرد.
    آقای "داو" اذعان داشت که تا حالی که نمودار های شاخص میانگین صنعتی و شاخص راه آهن (منظور وی شاخص "داو جانس" بود) سطح اوج قبلی را رد نکنند, تأیید شروع یا ادامه روند صعودی وجود ندارد. سیگنال ها الزاماً همزمان باهم رخ نمی دهند اما تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ به سرعت به دنبال هم می آیند و قوی ترین سیگنال در حکم تائیدیه است.
  • حرکت بازار باید توسط حجم معاملات تآیید شود.
    , بسته به این که قیمت در چه جهتی در طی یک روند، در حال حرکت است و یا این که در حال اصلاح حرکت خود باشد، حجم معاملات افزایش یا کاهش می یابد. از نظر "داو"، حجم یک شاخص ثانوی است. سیگنال های خرید و فروش برای وی در هنگام بسته شدن قیمت ها بودند.
  • تا زمانی که نشانگران بازگشت بوقوع نپیوستند, روند ادامه دارد.
    ایده تحلیل تکنیکی بر این اساس طراحی شد, که روند بازار تا زمانی ادامه دارد که یک قدرت خارجی حرکت بازار را تغییر ندهد. یا این ترتیب تحلیلگران دائمأ در پی یافتن سیگنال های تغییر روند قرار هستند.

نوسان ناموفق

نوسان ناموفق.
در پی تلاش غیرفوق اوج "C" برای در کردن نقطه اوج "A", منجر به افت تا زیر کف "B" می گردد, که نشانگر فروش در نقطه "S" است.

نوسان موفق

نوسان موفق.
توجه داشته باشید که قبل از اینکه "D" زیر "B" افت کند, "C" از نقطه اوج "A" تجاوز می کند. بعضی از تریدران "S1" را به عنوان علامت فروش می دانند, در حالی دیگران قبل از اینکه در "S2" اقدامات فروش انجام دهند, منتظر ریزش نرخ تا "E" هستند.

آقای "داو" فقط قیمت ها در زمان بسته شدن معاملات را در نظر می گرفت. شاخص های میانگین وقتی مورد توجه قرار می گیرند که بالای نقطه اوجی قبلی و یا پایین تر از آن بسته شوند. افت و خیز روزانه اهمیت نداشتند.

تئوری داو

تحلیل تکنیکال روشی است که غالبا بسیاری از تریدرها جهت بررسی شرایط بازار و همچنین وضعیت قیمت آیتمهای معاملاتی متفاوت بکار می برند. اما اگر کمی عقب تر رفته خواهیم دید که ریشه و اساس تحلیل تکنیکال بر می گردد به مفهومی بنام تئوری داو.

بله آنچه که امروزه تحلیل تکنیکال ، نامیده می شود در واقع همان Dow Theory می باشد که بعد از گذشت سالها تغییر و تحول به شکل امروزی تحلیل تکنیکال مشاهده می کنیم. اما ببینیم که تئوری داو چیست؟ و از چه می گوید؟

این تئوری، توسط فردی بنام چارلز هنری داو مطرح شد و شاخص بسیار شناخته شده داو جونز هم منسوب به همین فرد است.

داو، یک نظریه مالی است و به این اشاره دارد که بازارهای مالی در واقع از یک سری قوانین و اصول ویژه و خاصی پیروی می کنند. این قوانین به مانند الگوهایی تکرار شونده در چرخه های مختلف به چشم می خورند و تریدرها با کمک گرفتن از این تئوری، درک بهتری از اتفاقات و نوسانات بازارهای مالی به دست می آورند.

هدف اصلی نظریه داو چیست؟

بعد از آشنایی با تئوری داو ببینیم که هدف این نظریه چیست؟

در عصر کنونی، یک تحلیلگر تکنیکال، قادر است با استفاده از ابزارهای متفاوتی چون چارتها، بازارها و حرکات آن را تحلیل و پیش بینی می نماید.

این اولین نظریه ای بود که عنوان نمود که بازار در روند تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ ها حرکت می نماید. با وجود آنکه در طی سالیان دراز موارد متفاوتی در بازارهای مالی تغییر یافته است اما اصول این تئوری همچنان به قوت خود باقی مانده است.

هدف این تئوری تعیین نمودن تغییرات و نوسانات در حرکت اولیه یا عمده بازار می باشد. زمانی که یک روند ایجاد می شود، فرض بر آن قرار می گیرد که این روند باقی خواهد ماند تا هنگامی که وجود یک معکوس تایید گردد.

Dow Theory در واقع به جهت یک روند مربوط است و هیچ گونه ارزش پیش بینی درخصوص مدت و یا اندازه نهایی آن ندارد.

نظریه داو چیست که چرا آن را مادر همه تحلیل ها می نامند؟

بعد از آشنایی با تئوری داو، در بالاتر اشاره کردیم که این تجزیه و تحلیل ها، نتیجه نظریه های متفاوتی می باشد که در طی سالها ایجاد گشته است. پایه و اساس این شاخه از سرمایه گذاری سهام را می توان به چارلز داو و نوشته های او جستجو کرد.

اما اگر به تاریخچه تحلیل تکنیکال مراجعه کرده و آن را مطالعه کنیم. در می یابیم که مبنا و اصول اولیه تحلیل هایی که امروزه مورد استفاده معامله گران قرار می گیرد را می توان در مطالعات و نوشته های داو جستجو کرد.

البته وی هرگز نوشته های خود را در قالب کتاب مطرح ننمود و هرگز نوشته هایش را به عنوان یک نظریه عنوان نکرد. اما افراد زیادی از مقالات وی در زمان حیاتش استفاده می کردند. بعد از مرگش، نوشته هایش، توسط ویلیام همیلتون جمع آوری و به صورت کتاب تئوری داو به انتشار رسید.

سه فرضیه نظریه داو چیست؟

این نظریه اولین نظریه ای بود که عنوان داشت بازار در روند ها حرکت می کند. این روندها

  1. روندهای اولیه : که همان روند اصلی بازار می باشد و نشان دهنده این است که چطور یک بازار در بلند مدت حرکت می کند و حتی ممکن است این حرکت سالها به طول بیانجامد.
  2. روندهای ثانویه : شامل اصلاحاتی است که نسبت به روند اولیه منظور می گردد و مانند یک حرکت مخالف با روند اولیه می باشد. به عنوان مثال چنانچه روند اولیه صعودی باشد، روند ثانویه نزولی خواهد بود. عمر این روندها بین چند هفته تا چند ماه می تواند باشد.
  3. روند های جزئی : در این روند، نوسانات روزانه است می باشند. عمر این روندها کمتر از سه هفته می باشد و حرکت این روند بر خلاف روند ثانویه می باشد. بعضی تحلیلگران این نوع از روندها را جهت انعکاس پچ پچ های بازار مد نظر قرار می دهند.

سیگنال خرید تئوری داو چیست؟

امیدواریم تا به اینجای مقاله را همراه ما بوده باشید. جنبه های مختلفی از این تئوری که به نوعی مادر تحلیل های بازار مالی می باشد را با هم تا اینجای مبحث بررسی کردیم.

در این بخش ببینیم که سیگنال خرید تئوری داو چیست؟

معمولا یک سیگنال خرید معمولی(buy signal) تئوری داو از قاعده زیر پیروی می نماید.

بعد از آنکه نقطه پایین روند نزولی در بازار نزولی ایجاد گردید، می توان انتظار داشت که یک جهش ثانویه روند صعودی(گاوی) اتفاق بیفتد.

برگشت یا پولبک باید بالای 3 درصد باشد بعد از آن بطور ایده آل بالاتر از حداقل های قبلی در میانگین های صنعتی و حمل و نقل باقی بماند.

شکستی که بالاتر از اوج رالی پیشین سیگنال خرید قرار می گیرد، یک بازار صعودی و درحال توسعه را ایجاد می نماید.

تئوری داو چگونه روندهای بازار را تعیین می کند؟

در واقع، این تئوری یک نظریه مالی می باشد که دارای دو میانگین است و بیان می کند که اگر هر یک از میانگین های آن ( که عبارتند از صنایع و همینطور حمل و نقل) بالاتر از یک اوج مهم قبلی باشد و همینطور میانگین دیگر پیشرفت مشابه را داشته باشد، بازار در موقعیت روند صعودی قرار می گیرد.

برای مثال اگر میانگین صنعتی داوجونز تا یک حد متوسطی صعود نماید، چنین انتظار میرود که میانگین حمل و نقل داو جونز، در یک تایم فریم معقول از آن تبعیت کند.

می توان اینگونه گفت که این تئوری بر این استدلال بنا شده است که بازار همه چیز را به روشی که با بازارهای کارآمد هماهنگ باشد، منطبق می کند. با توجه به این الگو، اندیکاتورهای مختلف بازار باید تا زمان معکوس شدن روند، یکدیگر را از نظر نحوه عملکرد قیمت و الگوهای حجم تایید نمایند.

سخن پایانی

تئوری داو، ریشه و منشا اصلی آنچه که امروز تحلیل تکنیکال، نامیده می شود. داو جونز خبرنگار وال استریت ژورنال هرگز موفق نشد که نوشته های خود را تحت عنوان کتاب تئوری داو به انتشار برساند. اما معامله گران بسیاری از سرمقاله های وی استفاده بسیار بردند. وی هرگز در زمان حیاتش از نوشته یش با عنوان تئوری داو، یاد نکرد.

در این مقاله ما به هدف تئوری داو پرداختیم. سه فرضیه این نظریه را مورد بررسی قرار دادیم. در مورد فرضیه ها و سیگنال خرید آن صحبت کردیم و در آخر هم در مورد اینکه چگونه این تئوری روند بازار را تعیین می نماید گفتیم.

با امید به آنکه این مقاله مورد توجه شما عزیز خواننده قرار گرفته باشد. با اشتراک گذاشتن نظریات و تجربیات با ارزش خود ما را در ادامه راه انتشار مقالات آموزشی دلگرم سازید. بروکر نیکس همراه همیشگی شما در ارائه مشاوره رایگان در زمینه بازار فارکس و ارزهای دیجیتال می باشد. با ما از طریق چت آنلاین و سایر راههای ارتباطی تماس بگیرید.

تئوری داو (Dow Theory) چیست؟

تئوری داو (Dow Theory) چیست؟

امروزه یک تحلیل‌گر تکنیکال می‌تواند از ابزارهای مختلفی مانند نمودارها و گراف‌ها برای تجزیه و تحلیل بازار استفاده کند. فرآیند تفکر و تصمیم‌گیری یک تحلیل‌گر بر اساس نظریه‌های مختلفی است که در طول سال‌ها ایجاد شده است. اگر به تاریخ تحلیل تکنیکال برگردیم، اساس این شاخه از سرمایه‌گذاری سهام به تئوری داو برمی‌گردد. در ادامه با مطلب “تئوری داو (Dow Theory) چیست؟” همراه ما باشید.

تاریخچه تئوری داو (Dow Theory)

تئوری داو اولین بار توسط چارلز داو که بنیانگذار داوجونز و اولین سردبیر وال استریت ژورنال بود، ارائه شد. این نظریه بر اساس مقاله‌های بسیاری است که او بین سال های 1900-1902 نوشته بود. پس از مرگش، ویلیام همیلتون کارش را ادامه داد. در سال 1932، رابرت رئا نوشته‌های این دو نفر را در مجموع تحت عنوان تئوری داو منتشر کرد.

تئوری داو (Dow Theory) چیست؟

این نظریه بیان می‌کند که چگونه همه بازارهای مالی از سری قوانین مشخصی تبعیت می‌کنند. این قوانین تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ با الگوهایی تکرارشونده در چرخه‌های مختلف دیده می‌شوند. این اولین نظریه‌ای بود که توضیح داد، بازار در روندها (Trends) حرکت می‌کند. با این‌که در طول سال‌ها چیزهای زیادی در بازارهای ارز و سهام تغییر کرده است، اما اصول اساسی تئوری داو همچنان پابرجاست.

تئوری داو اساس اکثر تحلیل‌های تکنیکال مورد استفاده در معاملات روزانه و سرمایه‌گذاری امروزی را تشکیل می دهد. ایده‌هایی مانند روند صعودی، روند نزولی، حمایت و مقاومت از نظریه داو شروع شد.

شش اصل تئوری داو (Dow Theory)

اصل 1- همه‌چیز بر بازار اثر می‌گذارد.

این اصل تئوری داو از فرضیه بازار کارا (efficient market) گرفته شده است. اصل 1 می‌گوید که تمام اطلاعات موجود درباره قیمت فعلی، از مواردی مثل درآمد شرکت، احساس سرمایه‌گذاران، تورم تا حتی اقتصاد کلان تأثیر گرفته است. در نتیجه بهتر است به جای مطالعه گزارش‌های سود یا ترازنامه شرکت‌ها، حرکت قیمت‌ها را تحلیل کنید.

البته در نظر داشته باشید که اگرچه این موضوع فلسفه تحلیل تکنیکال است، اما نقطه مقابل تحلیل فاندامنتال و اقتصاد رفتاری است.

اصل 2- سه نوع روند بازار وجود دارد.

این سه نوع روند تئوری داو (Dow Theory) بر اساس مدت زمانی که به خود اختصاص می‌دهند تقسیم‌بندی می‌شوند.

روندهای اولیه یا اصلی (Primary trends): روند اولیه ممکن است یک سال یا بیشتر طول بکشد و روند اصلی بازار است. این روندها می‌توانند بازارهای گاوی (صعودی)، بازارهای خرسی (نزولی) یا خطوطو روند جانبی باشند.

روندهای ثانویه (The Secondary Trend): این روند ممکن است چند هفته یا شاید چند ماه طول بکشد. معمولاً خطوط اصلاحات خلاف روند اصلی است. به عبارت دیگر جایی است که قیمت در جهت مخالف روند اولیه حرکت می‌کند و یک واکنش متقابل جزئی به حرکت بزرگتر در بازار اتفاق می‌افتد.

روندهای جزئی (Minor trends): این دسته از روندها نوسانات روزانه در بازار هستند. برخی از تریدرها ترجیح می‌دهند آن‌ها را نویز بازار بنامند. روندهای جزئی کمتر از سه هفته طول می‌کشند. روند جزئی خلاف جهت روند ثانویه و هم‌سو با روند اصلی است.

اصل 3- روند بازار سه فاز دارد.

تئوری داو (Dow Theory) نشان می‌دهد که بازارها از سه مرحله مجزا تشکیل شده است که خود به خود تکرار می‌شوند. هر دو روند نزولی اولیه (بازارهای خرسی) و روندهای صعودی اولیه (بازارهای گاوی) معمولاً با سه مرحله مشخص می‌شوند که در زیر مورد بحث قرار گرفته است.

مراحل روند در بازار صعودی:

فاز 1. مرحله انباشت: در این مرحله سرمایه‌گذاران آینده‌نگر، معمولاً سهام یک کسب‌وکار در حال افول را می‌خرند (از سرمایه‌گذارانی که از آن کسب و کار دلسرد شده‌اند). سپس قیمت بالاتری برای سهام می‌گذارند. درنهایت به تدریج حجم فروش کاهش پیدا می‌کند.

فاز 2. مرحله حرکت بزرگ: در مرحله دوم به این خاطر که جهت قیمت تغییر کرده است، روند رو به رشد کسب و کار جلب توجه می‌کند. در نتیجه باز عده‌ای برای خرید سهام اقدام می‌کنند و این روند رشد سریع‌تر اتفاق می‌افتد.

فاز 3. مرحله زیاده‌روی و افراط: در نهایت مرحله سوم فرا می‌رسد که بازار برای سهام مذکور بسیار خوب است. چرا که همه اخبار مالی خوب هستند، پیشرفت قیمت‌ها دیدنی است و به طور مرتب صفحه اول روزنامه‌ها را به خود اختصاص می‌دهند. اینجا جایی است که عده‌ای احساس می‌کنند از بازار عقب مانده‌اند و باید این سهام را بخرند. در حالی که احتمال این که سرمایه‌داران حرفه‌ای بخواهند سود را ذخیره کنند و از بازار خارج شوند، بسیار است.

نکته درباره مراحل روند در بازار نزولی: برعکس این مثال اتفاق می‌افتد. یعنی در مرحله اول سرمایه‌گذاران دوراندیش این واقعیت را احساس می‌کنند که سهام یک کسب و کار به اوج غیرعادی رسیده است و دارایی‌های خود را به سرعت خارج می‌کنند. بازار زیاد تفاوتی نمی‌کند اما کم کم عده‌ای دیگری با افت سهام شروع تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ به فروش آن می‌کنند. در نهایت وقتی که دیگر ارزش خود را از دست داده است آخرین دسته سهام‌داران که حالا دچار پنیک شده‌اند، سهام خود را می‌فروشند.

اصل 4- شاخص ها باید یکدیگر را تأیید کنند.

برای اینکه یک روند ایجاد شود، شاخص‌های فرضی داو یا میانگین‌های بازار باید یکدیگر را تایید کنند. به این معنی است که سیگنال‌هایی که در یک شاخص رخ می‌دهند باید با سیگنال‌های دیگر مطابقت داشته باشند.

مثلاً اگر یک شاخص به بالاترین حد خود در 52 هفته اخیر برسد، اما شاخص دیگر پایین‌تر بماند، شکست مقاومت صعودی در شاخص اول آنقدر قوی نیست. حال اگر شاخص دوم هم به بالاترین حد خود در 52 هفته اخیر رسید، روند قیمت وسعت پیدا می‌کند و احتمال ادامه روند صعودی آن بیشتر می‌شود.

اصل 5- حجم معاملات باید روندها را تأیید کند.

حجم (Volume) تعداد معاملات انجام‌شده یا ارزش معاملاتی است که در یک دوره زمانی مشخص انجام شده است. در بازار گاوی، حجم با افزایش قیمت‌ها افزایش می‌یابد و با کاهش قیمت‌ها کاهش. در بازارهای خرسی، زمانی که قیمت‌ها کاهش می‌یابند، گردش مالی زیاد می‌شود.

اصل 6- یک روند تا زمانی ادامه دارد که برگشت رخ دهد.

بر اساس اصل 6، تئوری داو (Dow Theory) بیان می‌کند که روند یک حرکت پیوسته است و تا زمانی که نیروی خارجی بر آن وارد نشود، در جهت برگشت تغییر نخواهد کرد. اگر بازار در حال افزایش باشد، به احتمال زیاد به رشد خود ادامه خواهد داد. اگر در حال سقوط باشد، به احتمال زیاد به سقوط ادامه خواهد داد. و اگر به جایی نرسد، به احتمال زیاد همچنان در یک محدوده باقی خواهد ماند. در تمام این حالت‌ها اگر اتفاقی خارج از حالت معمول نیافتد، روند مسیر ثابتی را طی می‌کند.

به طور خلاصه، تئوری داو به یک تریدر یا تحلیل‌گر بازار کمک می‌کند تا دیدی جامع نسبت به بازارها از نظر روندها و مراحل آن پیدا کند.

آشنای با نظریه داو یا تحلیل تکنیکال بازار

نظریه داو

ویکی تماس _ نظریه داو توسط چارلز داو بنیانگذار و سردبیر وال استریت ژورنال به صورت سرمقاله هایش نوشته شده است و کلیت نظریه داو می گویید که بازار خود همه چیز را می داند تمام اطلاعات موجود از قبل در قیمت بازار منعکس شده است.

در امور مالی، یک روش تجزیه و تحلیل برای پیش بینی جهت قیمت ها از طریق مطالعۀ داده‌های قیمتی گذشتهٔ بازار وجود دارد. تحلیل‌گران تکنیکال با استدلال این که عرضه و تقاضا در نهایت باعث کشف قیمت می‌شود، با بررسی و مطابقت گذشته نمودار قیمتی و پیدا کردن الگوهای متفاوت و تکرارشونده آینده قیمت یک دارایی را پیش‌بینی می‌کنند. تحلیل تکنیکال اولین بار توسط چارلز داو و نظریه داو در اواخر قرن ۱۹ ارائه شد.

تحلیل فنی بر اساس این فرض انجام می‌شود که فعالیت‌های معاملاتی گذشته می‌تواند تأثیر بسزایی در روند آتی بازار داشته باشد. معامله گرانی که از تحلیل تکنیکال استفاده می‌کنند، شاخص‌ها و معیارهای مختلفی را برای بررسی روند بازار (بر اساس نمودارها و حرکات قیمت) تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ به کار می‌گیرند.

نظریه داو چیست؟

اساساً نظریه داو چارچوبی برای تحلیل تکنیکال بازار است که بر اساس نوشته های چارلز داو در مورد تئوری بازار بنا شده است. داو بنیانگذار و سردبیر وال استریت ژورنال و یکی از بنیانگذاران شرکت داو جونز بود. به عنوان بخشی از این شرکت، او به ایجاد اولین شاخص سهام، معروف به شاخص حمل و نقل داوجونز ( DJT ) و به دنبال آن میانگین صنعتی داوجونز ( DJIA ) کمک شایانی کرد.

داو هرگز ایده های خود را به عنوان یک نظریه خاص ننوشت با این حال، بسیاری با نظریه او از طریق سرمقاله هایش در وال استریت ژورنال آشنا شده اند. پس از مرگ او، ویراستاران دیگری، مانند ویلیام همیلتون، این ایده‌ها را اصلاح کردند و از سرمقاله‌های او برای جمع‌آوری آنچه که امروزه به عنوان نظریه داو شناخته می‌شود، استفاده کردند.

این مقاله مقدمه ای بر تئوری داو ارائه می دهد و مراحل مختلف روندهای بازار را بر اساس کار داو مورد بحث قرار می دهد. مانند هر نظریه دیگری، اصول زیر خطاناپذیر نیستند و قابل تفسیر هستند.

نظریه داو

اصول اولیه نظریه داو

بازار همه چیز را منعکس می کند

این اصل نزدیک به فرضیه بازار کارآمد ( EMH ) است. داو معتقد بود که بازار همه چیز را تخفیف می دهد، به این معنی که تمام اطلاعات موجود از قبل در قیمت منعکس شده است.

به عنوان مثال، اگر به طور گسترده از یک شرکت انتظار رود که سودهای بهبود یافته مثبت را گزارش کند، بازار قبل از وقوع آن را منعکس خواهد کرد. تقاضا برای سهام آنها قبل از انتشار گزارش افزایش می یابد و پس از اینکه در نهایت گزارش مثبت مورد انتظار منتشر شد، قیمت ممکن است تغییر چندانی نداشته باشد.

داو مشاهده کرد در برخی موارد یک شرکت پس از اخبار خوب ممکن است ، قیمت سهام خود را کاهش دهد، زیرا آنطور که انتظار داشتند رشد خوبی نداشته است.

نظریه داو هنوز توسط بسیاری از معامله گران و سرمایه گذاران صادق است و اجرا می شود به ویژه توسط کسانی که از تحلیل تکنیکال استفاده گسترده ای می کنند. با این حال، کسانی که تجزیه و تحلیل بنیادی را ترجیح می دهند مخالف نظریه داو هستند و معتقدند ارزش بازار منعکس کننده ارزش ذاتی یک سهام نیست.

برخی از مردم می گویند که کار داو همان چیزی است که مفهوم روند بازار را به وجود آورده که اکنون به عنوان یک عنصر اساسی در دنیای مالی تلقی می شود. نظریه داو می گوید که سه نوع اصلی از روند بازار وجود دارد:

روند اولیه – این حرکت اصلی بازار است که از ماه ها تا چندین سال طول می کشد.

روند ثانویه – از هفته ها تا چند ماه طول می کشد.

روند سوم – تمایل به مرگ ( کاهش قیمت) در کمتر از یک هفته تا ده روز. در برخی موارد، ممکن است فقط برای چند ساعت یا یک روز دوام داشته باشند.

با بررسی این روندهای مختلف، سرمایه گذاران می توانند فرصت هایی برای سرمایه گذاری را پیدا کنند. در حالی که روند اولیه کلیدی است که باید در نظر گرفته شود، فرصت های مطلوب زمانی رخ می دهد که به نظر می رسد روندهای ثانویه و ثالث با روند اولیه در تضاد هستند.

به عنوان مثال، اگر فکر می‌کنید یک ارز دیجیتال روند اولیه مثبت دارد، اما روند ثانویه منفی را تجربه می‌کند، ممکن است فرصتی وجود داشته باشد که آن را نسبتاً پایین خریداری کنید و پس از افزایش ارزش آن، سعی کنید آن را بفروشید.

مشکل در حال حاضر، مانند آن زمان، در تشخیص نوع روندی است که مشاهده می‌کنید، و اینجاست که تحلیل تکنیکی عمیق‌تر وارد می‌شود. امروزه، سرمایه‌گذاران و معامله‌گران از طیف گسترده‌ای از ابزارهای تحلیلی استفاده می‌کنند تا به آنها کمک کند بفهمند به دنبال چه نوع روندی باشند.

روندهای بازار در نظریه داو

روندهای بازار در نظریه داو

سه مرحله روندهای اولیه

داو ثابت کرد که روندهای اولیه بلندمدت دارای سه مرحله هستند. و در یک بازار صعودی، مراحل به شرح زیر انجام می شود:

انباشت : پس از بازار نزولی قبلی، ارزش دارایی ها همچنان پایین است زیرا تمایل بازار عمدتاً منفی است. معامله گران هوشمند و بازارسازان در این دوره، قبل از افزایش قابل توجه قیمت، شروع به انباشت می کنند.

مشارکت عمومی: اکنون بازار گسترده‌ تر فرصتی را که معامله‌گران هوشمند قبلاً مشاهده کرده‌اند، درک می‌کند و عموم مردم به طور فزاینده‌ای در خرید فعال می‌شوند. در این مرحله، قیمت ها به سرعت افزایش می یابد.

مازاد و توزیع : در مرحله سوم، عموم مردم همچنان به گمانه زنی ادامه می دهند، اما روند به پایان خود نزدیک می شود. بازارسازان شروع به توزیع دارایی های خود می کنند، یعنی با فروش به سایر شرکت کنندگان که هنوز متوجه نشده اند که روند در شرف معکوس شدن است.

در صورتی که در یک بازار نزولی، مراحل فوق اساساً معکوس می شود. این روند با توزیع از سوی کسانی که نشانه ها را می شناسند آغاز می شود و با مشارکت عمومی دنبال می شود. در مرحله سوم، عموم مردم به ناامیدی ادامه خواهند داد، اما سرمایه‌گذارانی که می‌توانند تغییرات آتی را ببینند دوباره شروع به انباشت خواهند کرد.

هیچ تضمینی وجود ندارد که این اصل درست باشد، اما هزاران معامله‌گر و سرمایه‌گذار قبل از اقدام، این مراحل را در نظر می‌گیرند. البته در روش Wyckoff همچنان بر ایده‌های انباشت و توزیع تکیه می شود و مفهومی تا حدودی مشابه از چرخه‌های بازار (حرکت از یک فاز به فاز دیگر) را توصیف می‌کند.

همبستگی متقاطع

همبستگی متقاطع

نظریه داو معتقد است که روندهای اولیه مشاهده شده در یک شاخص بازار باید با روندهای مشاهده شده در شاخص بازار دیگر تأیید شود. در آن زمان، این عمدتا مربوط به شاخص حمل و نقل داوجونز و میانگین صنعتی داوجونز بود.

در آن زمان، بازار حمل و نقل (عمدتاً راه آهن) به شدت با فعالیت های صنعتی مرتبط بود. این منطقی است: برای اینکه کالاهای بیشتری تولید شوند، ابتدا به افزایش فعالیت ریلی نیاز بود تا مواد اولیه مورد نیاز تامین شود.

به این ترتیب، ارتباط واضحی بین صنعت تولید و بازار حمل و نقل وجود داشت. اگر یکی سالم عمل می کرد، دیگری هم احتمالاً سالم بود. با این حال، اصل همبستگی شاخص‌های متقاطع امروزه خوب عمل نمی‌کند، زیرا بسیاری از کالاها دیجیتال هستند که نیازی به تحویل فیزیکی ندارند. در این نظزیه حجم خیلی مهم بود.

همانطور که بسیاری از سرمایه گذاران اکنون انجام می دهند، داو به حجم به عنوان یک شاخص ثانویه حیاتی اعتقاد داشت، به این معنی که یک روند قوی باید با حجم معاملات بالا همراه باشد. هر چه حجم بالاتر باشد، احتمال اینکه حرکت منعکس کننده روند واقعی بازار باشد بیشتر است. وقتی حجم معاملات کم است، عامل قیمت ممکن است نشان دهنده روند واقعی بازار نباشد.

در نظریه داو روندها تا زمانی که یک معکوس تایید نشده است معتبر هستند

نظریه داو معتقد است که اگر بازار روندی داشته باشد، به روند خود ادامه خواهد داد. بنابراین، برای مثال، اگر سهام یک کسب و کار پس از اخبار مثبت شروع به روند صعودی کند، تا زمانی که یک معکوس قطعی نشان داده شود، این روند ادامه خواهد داشت.

به همین دلیل، داو معتقد بود که معکوس‌ها باید با شک و تردید برخورد شود تا زمانی که به عنوان یک روند اولیه جدید تأیید شود. البته، تمایز بین یک روند ثانویه و شروع یک روند اولیه جدید آسان نیست، و معامله گران اغلب با معکوس های گمراه کننده ای مواجه می شوند که در نهایت فقط روند ثانویه هستند.

بستن افکار

برخی از منتقدان استدلال می کنند که نظریه داو منسوخ شده است، به ویژه در رابطه با اصل همبستگی شاخص متقاطع (که بیان می کند یک شاخص یا میانگین باید شاخص دیگری را پشتیبانی کند). با این حال، اکثر سرمایه گذاران نظریه داو را امروزی و مرتبط می دانند. نه تنها به این دلیل که به شناسایی فرصت های مالی مربوط می شود، بلکه به دلیل مفهوم روندهای بازار که داو ایجاد کرد.

تحلیل تکنیکال چیست و چه کاربردی در ارز دیجیتال دارد؟

تحلیل تکنیکال یکی از روش‌های مبتنی بر چارت قیمت برای خرید و فروش دارایی‌های مختلف مانند بیت کوین، اتریوم، ترون و سایر ارزهای دیجیتال است.

افراد فعال در بازارهای مالی مانند بورس سهام، فارکس، رمزارزها و … از روش‌های متنوعی برای کسب سود استفاده می‌کنند. برخی از افراد سرمایه‌گذاری را ترجیح می‌دهند و تمایلشان به سمت استفاده از تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis) است. در سمت مقابل، بسیاری از افراد به ترید و معامله‌گری مشغولند و تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)، پراستفاده‌ترین ابزار آنها برای کسب سود از دارایی‌های مختلف است.

تحلیل تکنیکال چیست؟

تحلیل تکنیکال که اغلب از آن به عنوان نمودارخوانی یاد می‌شود، نوعی از تحلیل است که با هدف پیشبینی رفتار آینده بازار برپایه حرکات قیمتی (Price Action) و داده‌های حجمی معاملات (Volume Data) که در گذشته صورت گرفته، انجام می‌شود. تحلیل تکنیکال به حد زیادی در بازار سهام و دیگر بازارهای مالی سنتی به کار گرفته شده و همچنین جزئی جدایی ناپذیر از معاملات ارزهای دیجیتال در بازار کریپتوکارنسی است.

تحلیل تکنیکال

تحلیل فاندامنتال در مقابل تحلیل تکنیکال قرار دارد و رویکرد آن در بررسی یک دارایی به کلی متفاوت است. در تحلیل تکنیکال فقط روی حرکات قیمتی گذشته (Historical Price Action) تمرکز می‌شود و معامله‌گران از آن برای بازه‌های زمانی کوتاهی مانند 1 دقیقه تا چند هفته استفاده می‌کنند.

تاریخچه تحلیل تکنیکال

در حالی که اولین استفاده از روش‌های تحلیل تکنیکال به قرن هفدهم میلادی در آمستردام و قرن هجدهم میلادی در ژاپن برمی‌گردد، اما اکثر روش‌های تحلیل تکنیکال امروزه حاصل تلاش‌های آقای چارلز داو (Charles Dow) است. داو کار خود را با روزنامه‌نگاری در حوزه مالی آغاز کرد و در ادامه وال استریت ژورنال (The Wall Street Journal) را بنا نهاد. داو از اولین کسانی بود که متوجه رفتارهای قیمتی مشابه بین دارایی‌های خاص شد، رفتارهایی که از یک روند مشخص تبعیت می‌کردند. کارهای او بعدتر به عنوان تئوری داو (Dow Theory) نام گرفت که پایه و اساس تحلیل تکنیکال امروزی است.

چارلز داو

در سال‌های آغازین، روش‌های موجود برای استفاده از تحلیل تکنیکال ابتدایی بود و تمام محاسبات به صورت دستی و بر روی صفحات کاغذ انجام می‌شد. اما با پیشرفت فناوری و محاسبات مدرن و امروزی کامپیوترها، تحلیل تکنیکال با سرعت بیشتری گسترش یافت و حالا یکی از ابزارهای مهم برای بسیاری از سرمایه‌گذاران و معامله‌گران شده است.

رویکرد تحلیل تکنیکال چیست؟

همانطور که گفته شد، تحلیل تکنیکال براساس مطالعه قیمت‌های جاری و گذشته یک دارایی استوار است و فرض اصلی آن این است که حرکات قیمتی یک دارایی به طور اتفاقی و تصادفی نیست، بلکه “تاریخ تکرار می‌شود” و روندهای قیمتی فعلی را می‌توان با مطالعه تاریخچه قیمت و الگوهای تشکیل شده، شناسایی کرد.

هسته اصلی تحلیل تکنیکال را عرضه (Supply) و تقاضا (Demand) تشکیل می‌دهند و در واقع نمودی از احساسات بازار (Market Sentiment) را به صورت کلی به نمایش می‌گذارد. به عبارت دیگر، قیمت یک دارایی حاصل تقابل فشار خرید و فروش است و این فشارها به طور ويژه با احساسات معامله گران و سرمایه گذاران (احساساتی مانند ترس و یا طمع) در ارتباط است.

ذکر این نکته ضروری است که تحلیل تکنیکال در بازارهایی که روندهای قیمتی به صورت طبیعی شکل می‌گیرند و معاملات در آن‌ها با حجم و لیکوئیدتی بالایی انجام می‌شود، قابل اعتمادتر و موثرتر است. هرچه حجم معاملات بازار بیشتر باشد، امکان دستکاری قیمت‌ها (Price Manipulation) و در نتیجه نوسانات غیرطبیعی که باعث می‌شود سیگنال‌های اشتباه در تحلیل تکنیکال ایجاد شود و از کارایی این نوع تحلیل بکاهد، کمتر خواهد بود.

یکی از ابزارهای اصلی در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورها (Indicators) است. استفاده از اندیکاتورها توسط معامله‌گران باعث افزایش کارایی و سرعت در تحلیل تکنیکال می‌شود. این ابزار در جهت شناسایی روندهای تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ موجود و همچنین فراهم کردن اطلاعات با ارزش درباره روندهایی که در آینده نزدیک شکل خواهند گرفت، به کمک معامله‌گران می آیند. از آنجایی که اندیکاتورها امکان اشتباه دارند، دسته‌ای از معامله‌گران از چندین اندیکاتور در کنار یکدیگر در جهت کاهش ریسک تحلیل های خود استفاده می‌کنند.

اندیکاتورهای متداول در تحلیل تکنیکال

افرادی که از تحلیل تکنیکال استفاده می کنند، معمولا اندیکاتورها و ابزارهای بسیار متنوعی را برای شناسایی روندهای بازار براساس نمودارها و داده‌های گذشته به کار می‌گیرند. در ادامه به معرفی چند اندیکاتور پرکاربرد در تحلیل تکنیکال می‌پردازیم.

اندیکاتور میانگین متحرک

در میان تعداد اندیکاتورهای فراوان در تحلیل تکنیکال، اندیکاتور میانگین متحرک ساده (Simple Moving Average) یا SMA یکی از پرکاربردترین و شناخته‌شده‌ترین اندیکاتورها است. همانطور که از نام آن مشخص است، اندیکاتور میانگین متحرک ساده براساس میانگین قیمت‌های پایانی یک دارایی در طول یک بازه زمانی مشخص محاسبه می‌شود. شکل دیگر و اصلاح شده از این اندیکاتور، میانگین حرکت نمایی (Exponential Moving Average) یا EMA است که در محاسبات آن برای داده‌های اخیر در یک بازه زمانی وزن بیشتری نسبت به داده های قدیمی تر قائل می شود.

اندیکاتور RSI

یکی دیگر از اندیکاتورهای متداول، اندیکاتور شاخص قدرت نسبی (Relative Strength Index) یا RSI است که در دسته‌ی نوسانگرها یا اسیلاتورها (Oscillators) قرار می‌گیرد. برخلاف اندیکاتور میانگین متحرک ساده که به صورت ساده، تغییرات قیمتی را در طول زمان دنبال می‌کند، اسیلاتورها فرمول‌های محاسباتی ریاضی را بروی داده‌های قیمتی اعمال می‌نمایند و اطلاعاتی را تولید می‌کنند که در یک بازه مشخص و از قبل تعریف شده به نمایش در می‌آیند. به طور مثال اندیکاتور RSI در بازه صفر تا صد نوسان می کند.

اندیکاتور بولینگر باند

اندیکاتور بولینگر باند (Bollinger Bands) یا به طور مخفف BB، یکی دیگر از انواع اندیکاتورها است که محبوبیت بالایی نزد معامله‌گران دارد. اندیکاتور بولینگر باند از دو باند عرضی و جانبی تشکیل شده که در اطراف خط مرکزی که یک میانگین متحرک است، حرکت می‌کنند. از این اندیکاتور در جهت شناسایی مناطق اشباع خرید (Overbought) و اشباع فروش (Oversold) در یک دارایی استفاده می‌شود. همچنین میزان نوسان بازار (Market volatility) را می توان با استفاده از این اندیکاتور اندازه گیری نمود.

اندیکاتورهای مشتق شده

در کنار ابزارهای ساده و پایه‌ای در تحلیل تکنیکال، اندیکاتورهایی نیز وجود دارند که براساس داده‌های دیگر اندیکاتورها عمل می کنند. برای مثال اندیکاتورStochastic RSI با اعمال فرمول‌های ریاضی بر روی اندیکاتور ‌RSI معمولی محاسبه می‌شود. مثال دیگری در این زمینه، اندیکاتور محبوب مک دی یا واگرایی همگرایی میانگین متحرک (Moving Average Convergence Divergence) است که با تفریق دو EMA که خط اصلی MACD را می‌سازند، شکل می گیرد. همچنین این اندیکاتور یک هیستوگرام دارد که براساس اختلاف دو EMA که در بالاتر به آن اشاره شده، ساخته می شود.

سینگال‌های معاملاتی

در کنار استفاده از اندیکاتورها به عنوان یک ابزار برای شناسایی روندهای کلی، آنها را می‌توان برای شناسایی نقاط احتمالی ورود و یا خروج (سیگنال های خرید یا فروش) نیز بکار گرفت. این سیگنال‌ها وقتی که اتفاقات خاصی در نمودار شکل می‌گیرد، به وجود می آیند. برای تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ مثال فرض کنید:

اندیکاتور RSI عددی بالاتر از عدد 70 را در بازه خود به نمایش گذاشته است. این عدد می تواند به شما بیان کند که بازار در شرایط اشباع خرید (Overbought) قرار دارد. با همین منطق، وقتی که این اندیکاتور عدد زیر 30 را به نمایش می گذارد، به شما می گوید که شرایط بازار در حالت اشباع فروش (Oversold) است. این اطلاعات به شما برای یافتن نقاط ورود و خروج احتمالی کمک شایانی می‌کند.

همانطور که تاکنون گفته شد، سیگنال‌های معاملاتی که با تحلیل تکنیکال ارائه می شوند همیشه دقت بالایی ندارند و تعداد بسیار زیادی از نویزها و سیگنال‌های اشتباه بوسیله اندیکاتورها صادر می‌شود. این اتفاق زمانی پررنگ‌تر می‌شود که بدانیم بازار کریپتوکارنسی بازار بسیار کوچک‌تر و پرنوسان‌تر نسبت به بازارهای سنتی است.

انتقادات به تحلیل تکنیکال

اگرچه تحلیل تکنیکال را می‌توان پراستفاده‌‎ترین ابزار برای خرید و فروش دارایی‌ها در بازارهای مختلف دانست، اما به نظر بسیاری از متخصصان این روش غیر قابل اطمینان و بحث برانگیز است و اغلب به عنوان پیش‌گویی خودآموز (Self-Fulfilling Prophecy) و توجیه رفتار خود از آن یاد می‌شود. بر اساس تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ پیش‌گویی خودآموز، یک رویداد زمانی اتفاق می‌افتد که تعداد بسیار زیادی از مردم فکر کنند که آن اتفاق خواهد افتاد. منتقدین در این باره معتقدند:

در بستر بازارهای مالی، اگر تعداد بسیار زیادی از معامله‌گران و سرمایه‌گذاران بر روی یک نوع از ابزار مانند خطوط حمایت و مقاومت تمرکز کنند، احتمال اینکه این ابزار بهتر عمل کند بیشتر می شود.

از سوی دیگر، بسیاری از حامیان تحلیل تکنیکال می گویند که هر شخص چارتیست و نمودارشناس، روش خاص خود برای تحلیل نمودارها را دارد و در نگاه کلان غیر ممکن است که تعداد بسیار زیادی از معامله‌گران، اندیکاتورها و روش و استراتژی یکسانی برای معامله داشته باشند.

تحلیل فاندامنتال در مقابل تحلیل تکنیکال

فرض اصلی تحلیل تکنیکا‌ل این است که قیمت یک دارایی، تمام عوامل بنیادی و فاندامنتال مرتبط با آن دارایی مشخص را به نمایش گذاشته است. اما در مقابل تحلیل تکنیکال که تمرکز اصلی آن روی داده‌های قیمتی گذشته و حجم معاملات است، در تحلیل فاندامنتال یا بنیادی، استراتژی‌های تحقیقاتی و مطالعاتی بسیار گسترده‌تری وجود دارد که با هدف تعیین قیمت ذاتی یک دارایی گسترش داده شده‌اند.

تحلیل تکنیکال در برابر تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال بر این فرض است که کارایی آینده یک دارایی به چیزی بیشتر ازداده‌های قدیمی آن وابسته است. به طور خاص، تحلیل فاندامنتال روشی برای تخمین ارزش ذاتی یک شرکت و یا دارایی براساس گستره‌ی بزرگی از شرایط و عوامل اقتصادی خرد و کلان مانند مدیریت شرکت، اعتبار، شرایط بازار، نرخ رشد و سلامت صنعت و … است.

بنابراین برخلاف تحلیل تکنیکال که بیشتر ابزاری برای پیش‌بینی حرکات قیمتی و رفتار بازار است، تحلیل فاندامنتال را روشی برای شناسایی اینکه آیا یک دارایی براساس بستر بازار و پتانسیل خود بیش از اندازه ارزش گذاری (Overvalued) شده است و یا خیر می‌دانیم. در حالی که تحلیل تکنیکال بیشتر توسط معامله‌گران کوتاه مدت به کار گرفته می‌شود، تحلیل فاندامنتال بیشتر مورد توجه مدیران صندوق‌های سرمایه‌گذاری (Funds Managers) و سرمایه‌گذاران بلند مدت است.

علی‌رغم استفاده از داده‌های تجربی، تحلیل تکنیکال همچنان می‌تواند تحت تاثیر تعصبات شخصی و یا احساسات قرار بگیرد. برای مثال، معامله‌گری که در ذهن خود به نتیجه‌ی مشخصی درباره قیمت یک دارایی رسیده است (چه بر اساس تعصبات و چه احساسات)، به احتمال فراوان ابزارهای تحلیل تکنیکال خود را به گونه‌ای دستکاری کرده تا تعصبات و افکار شخصی خود را تایید نماید. در بسیاری از موارد این اتفاق بدون آگاهی و خواسته‌ی آن‌ها اتفاق می افتد. همچنین تحلیل تکنیکال می‌تواند در یک بازه زمانی که بازار الگو و روندهای مشخصی را ارائه نمی‌کند، اشخاص را بیشتر به اشتباه بیندازد.

سخن پایانی

در کنار انتقادات و سخنان بحث برانگیز که کدام روش بهتر است، برای خرید و فروش ارز دیجیتال یا هر دارایی دیگری، ترکیبی از تحلیل تکنیکال و فاندامنتال به عنوان انتخابی بهینه و منطقی تر توسط بسیاری از افراد پذیرفته شده است. در حالی که تحلیل فاندامنتال بیشتر به استراتژی‌های سرمایه‌گذاری بلندمدت اشاره دارد، تحلیل تکنیکال این امکان را فراهم می‌نماید که اطلاعات مفیدی درباره شرایط کوتاه مدت بازار در اختیار شما قرار دهد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا