استراتژی های ترید

تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟

دوره آموزشی تحلیل تکنیکال

آموزش جامع نرم افزار متاتریدر و نحوه استفاده از سایت مرجع Tradingview
آموزش روندهای معاملاتی
رسم خطوط روند، حمایت و مقاومت
آشنایی با انواع نمودارهای شمعی
آموزش انواع واگرایی در نمودار
آموزش جامع اندیکاتورها و ساخت اندیکاتورهای سفارشی
آشنایی با استراتژی های معاملاتی اندیکاتورها
آشنایی با انواع شکاف قیمتی
آموزش الگوهای کلاسیک

توضیحات

برای خیلی‌ها این سوال مطرح می‌شود كه تحلیل تكنیكال چیست و چه کاربردی دارد؟ پیش از هر چیز لازم است بدانید تحلیل تکنیكال یا تحلیل فنی(Technical Analysis) حدود ۳۰۰ سال عمر دارد. شاید بتوان گفت که نخستین استفاده مستقیم اقتصادی مشهور از تحلیل تکنیکال را چارلز داو انجام داده است. (چارلز داو متولد سال ۱۸۵۱ در شهر استرلینگ در ایالات‌متحده بوده و شاخص صنعتی داو جونز و وال‌استریت ژورنال توسط وی به ثبت رسیده است. ) گفتارها و دیدگاه‌های داو در مورد رفتار بازار و مباحث روند به نظریه داو شهرت یافته است.
قیمت تنها چیزی است که باید مورد تحلیل قرار گیرد، چراکه تمام عوامل عرضه و تقاضا بر روی قیمت اثرات خود را گذاشته است.

نظریه داو چه می‌گوید؟
قیمت همه‌چیز است! در واقع قیمت تنها چیزی است که باید مورد تحلیل قرار گیرد ، چراکه تمام عوامل عرضه و تقاضا بر روی قیمت اثرات خود را گذاشته است.

بازار دارای روندهای مشخصی است. براساس نظریه داو بازار از روندهای صعودی و نزولی مشخصی تبعیت می‌کند؛ در واقع روند صعودی پیوسته افزایش‌ یافته و قله‌ها را می‌سازد و روندهای نزولی دره‌های قیمتی را تشکیل می‌دهد. داو معتقد بود که قانون سوم نیوتن(همان قانون عمل و عکس‌العمل) در بازارهای مالی نیز کار می‌کند؛ به این معنی که پشت هر صعود(عمل) نزولی (عکس‌العمل) نهفته است.

در ادامه به بررسی تعاریف دیگری از تحلیل تكنیكال می‌پردازیم:
۱-تحلیل تکنیکال روشی است برای پیش‌بینی قیمت اوراق، كالا و سایر عوامل قیمت‌پذیر بر پایه‌ی الگوی تغییرات قیمت، حجم و بدون در نظر گرفتن عوامل بنیادین بازار

۲-تحلیل تکنیکال، تحلیلی است که براساس بررسی حرکات قیمت در گذشته، به بررسی و پیش‌بینی آینده می‌پردازد.

۳-تحلیل تکنیکال، تحلیلی است بر پایه رفتارهای بازار به‌واسطه‌ی بررسی نمودار قیمت، حجم معاملات، شکل‌گیری الگوها و سایر شاخص‌های تکنیکال

همچنین آقای جی‌پرینگ در کتاب Technical Analysis Explained اشاره می‌کند که اصلی‌ترین هنر تحلیل تکنیکال این است که در مراحل نخست تغییرات قیمتی با ورود به سهم برای كسب بازدهی به موج‌سواری بپردازید.

تحلیل تكنیكال در واقع یك هنر است كه به شما این امكان را می‌دهد تا با استفاده از روش‌ها و تکنیک‌هایی كه شامل یكسری ابزار، نمودار، اندیكاتور و… است، به‌پیش‌بینی قیمت‌ها بپردازید و مهم‌تر از آن این است كه در این نوع تحلیل به این مرحله می‌رسید كه اگر این اتفاقی برای سهم یا شاخصی رخ بدهد، انتظار بازار برای آن سهم یا شاخص چه خواهد بود.

نکته‌ای كه اینجا مطرح می‌شود این است كه تحلیل تکنیکال و تحلیل نموداری نه‌تنها در بازارهای مالی همچون بازار سرمایه به کار می‌رود، بلكه در سایر بازارها از جمله بازار مسکن، بازار ارز و بازار‌های کالایی همچون فلزات رنگی و محصولات کشاورزی و… نیز استفاده می‌شود؛ بنابراین شما با تحلیل تكنیكال می‌توانید تنها با تکیه‌بر دانش تكنیكی و نموداری خود و بدون توجه به اخبار، شایعات و عوامل بنیادی به بررسی رفتار بازار و خریدوفروش در آن بپردازید. یادآوری می‌شود که براساس آموزه‌های تحلیل تکنیکال همه اطلاعات مهم بازار در قیمت‌ها و حجم معاملات منعکس ‌شده است.

قابل توجه دانشجویان عزیز دوره:
این دوره بصورت کاملا عملی میباشد ، همراه داشتن لپ تاپ الزامی است.

تئوری امواج الیوت در تحلیل تکنیکال چیست؟

رالف نلسون الیوت (Ralph Nelson Elliott) تئوری امواج الیوت را در دههٔ 30 میلادی توسعه داد. الیوت باور داشت که بازارهای سهام، که تصور می‌شد رفتاری بی‌نظم و آشفته دارند، در واقع دارای الگوهایِ تکراریِ منظمی ‌می‌باشند. در این مقاله، ما نگاهی به تاریخچهٔ موجود در پس تئوری امواج الیوت می‌اندازیم و خواهیم دید که چگونه از آن‌ برای معامله‌گری استفاده می‌شود.

امواج

الیوت پیشنهاد داد که روندهای شکل گرفته در قیمت‌های بازارهای مالی همگی از ذهنیت (روانشناسی) بازار نشأت می‌گیرند. او دریافت که تغییر در ذهنیت‌ بازار می‌تواند به‌صورت الگوهایی تحت عنوان موج‌ها (Waves) در بازارهای مالی دیده شوند.

تئوری الیوت به تئوری داو (Dow theory) شباهت دارد زیرا هر دوی آن‌ها حرکات قیمت سهام را به‌شکل حرکات موجی می‌بینند. از آنجایی که الیوت متوجه طبیعت تکرارپذیر بازارها شد، توانست آن‌ها را با دقتی بیشتر و با جزئیاتی بالاتر مورد بررسی قرار دهد. الگوهای تکرارپذیر (فرکتال‌ها – Fractals) ساختارهای ریاضی‌ هستند که حتی در مقیاس‌های کوچک‌تر نیز به‌عینه تکرار می‌شوند و تا بی‌نهایت این تکرارها ادامه می‌یابند. الیوت کشف کرد که قیمت‌های شاخص‌های سهام نیز به‌همین شکل ساختاردهی شده‌اند. بنابراین او شروع کرد تا این الگوهای تکرارشونده را بررسی کند و از آن‌ها به‌عنوان نشانگرهایی جهت پیش‌بینی حرکات آینده بازار استفاده کند.

پیش‌بینی بازار براساس الگوهای موجی

الیوت توانست با استفاده از ویژگی‌های قابل اتکایی که در الگوهای موجی یافته بود، پیش‌بینی‌هایی دقیق را در مورد بازار انجام دهد. یک موج انگیزشی (Impulse Wave) جهت حرکتی مشابه با جهت حرکتی روند بزرگتر (Larger Trend) دارد، و همواره به شکل یک الگوی پنج موجی (Five wave pattern) دیده می‌شود. یک موج اصلاحی (Corrective Wave) از سویی دیگر، حرکتی در خلاف جهت حرکت روند اصلی دارد. در مقیاس‌هایی کوچک‌تر، می‌توان در هر موج حرکتی، پنج موج کوچک‌تر تحت عنوان ریزموج را پیدا کرد.

این الگوها خود را تا بی‌نهایت و تا کوچک‌ترین مقیاس‌ها نیز تکرار می‌کنند. الیوت این ساختار فرکتال را در بازارهای مالی و در دههٔ 30 میلادی کشف کرد، اما تنها در دهه‌های بعد بود که محققان توانستند فرکتال‌ها را بشناسند و آن‌ها را به‌شکلِ ریاضی نمایش دهند.

در یک بازار مالی، ما با این اصطلاح آشنا هستیم که «هر چه بالا می‌رود، باید پایین بیاید – what goes up, must come down» همچنان هنگامی که قیمت به سمت بالا حرکت می‌کند، همواره توسط یک حرکت در خلاف جهت خود به سمت پایین کشیده می‌شود. حرکات قیمتی (Price Action) به دو بخش روندها (Trends) و اصلاحات (Corrections) تقسیم‌بندی شده‌اند. روندها نشان‌دهندهٔ جهت اصلی حرکت قیمت‌ها می‌باشند، در حالی که اصلاحات، حرکتی در خلاف جهت روندها دارند.

تفسیر تئوری امواج الیوت

امواج الیوت به‌شکل زیر تفسیر می‌شوند:

  • ما شاهد پنج موج در جهت حرکت روند اصلی می‌باشیم، که توسط یک الگوی سه‌موجیِ اصلاحی دنبال می‌شوند که مجموعاً 5-3 حرکت را دربرمی‌گیرند. این 5-3 حرکت بعدها خود تبدیل به زیرمجموعه حرکات بزرگتر امواج می‌شوند.
  • این الگوی 5-3 موجی همواره ثابت می‌ماند، حتی اگر بازهٔ زمانی هریک از موج‌ها با یکدیگر تفاوت داشته باشند.

حال بیایید نگاهی به نمودار زیر که از هشت موج تشکیل شده است، بیاندازیم، پنج موج رو به بالا و سه موج رو به پایین که به ترتیب با اعداد 1،2،3،4،5 برای موج‌های صعودی و حروف A – B – C برای موج‌های اصلاحی نام‌گذاری شدند.

تئوری امواج الیوت

در اینجا امواج 1، 2، 3، 4، 5 موج حرکتی را می‌سازند و امواج A – B – C امواج اصلاحی را تشکیل می‌دهند. الگوی پنج موجی حرکتی، موج شماره 1 را می‌سازند و سپس یک الگوی سه‌موجی اصلاحی، موج اصلاحی شماره 2 را تشکیل می‌دهند.

موج‌های اصلاحی معمولاً سه حرکت قیمتی قابل تشخیص دارند – که دو تا از آن‌ها هم‌جهت با حرکت اصلاحی اصلی بوده (امواج A و C) و یکی از آن‌ها در خلاف جهت آن می‌باشد (موج B). امواج 2 و 4 در شکل بالا به‌عنوان امواج اصلاحی شناخته می‌شوند. این امواج معمولاً ساختاری به‌شکل زیر دارند:

تئوری امواج الیوت در موج های اصلاحی

در نظر داشته باشید که در این تصویر، امواج A و C در جهت روند اصلی حرکت می‌کنند و بنابراین به‌عنوان موج‌های انگیزشی (Impulsive Waves) شناخته شده و از پنج ریز موج تشکیل شده‌اند. موج B، برخلاف امواج A و C؛ یک موج در خلاف جهت روند اصلی بوده و به‌عنوان روندی اصلاحی (Countertrends) شناخته می‌شود و از سه موج تشکیل شده است.

همان‌طور که می‌توانید از الگوهایی که در شکل فوق به نمایش گذاشته شده است ببینید، الگوی پنج‌موجی همیشه حرکت رو به بالا ندارد، و همچنین الگوی سه موجی نیز همواره به سمت پایین حرکت نمی‌کند. پس توجه داشته باشید که زمانی که روند اصلی قیمتی رو به پایین می‌باشد، امواج نزولی ما شامل پنج ریزموج و امواج صعودی (امواج اصلاحی) ما شامل سه ریزموج خواهند بود.

انواع درجه‌های امواج

الیوت نه درجه از امواج را تعریف نموده است. این امواج‌ها از بزرگترین آن‌ها تا کوچکترین‌شان به‌شرح زیر می‌باشند:

  1. Grand Supercycle
  2. Supercycle
  3. Cycle
  4. Primary
  5. Intermediate
  6. Minor
  7. Minute
  8. Minuette
  9. Sub – Minuette

از آنجایی که امواج الیوت ساختاری فرکتالی دارند، درجهٔ موج‌های شناخته شده می‌تواند بزرگتر و یا حتی کوچکتر از لیست فوق باشد.

برای استفاده از این تئوری در معامله‌گری روزانه، یک معامله‌گر باید بتواند روند صعودی و حرکت اصلی را مشخص نماید، وارد معاملهٔ خرید شده و پس از آن وارد یک معاملهٔ فروش، بسته به الگوهای ساخته شده توسط ریزموج‌های پنج‌گانه و بازگشت‌های قیمتی قریب‌الوقوع شود.

محبوبیت تئوری امواج الیوت

در دههٔ 70 میلادی، اصل امواج الیوت محبوبیت زیادی را طی فعالیت‌های فراست (A.J. Frost) و رابرت پریچر (Robert Prechter) کسب کرد. در کتاب افسانه‌ای آن‌ها تحت عنوان «اصول امواج الیوت: کلیدی به سوی شناخت رفتار بازار – Elliott Wave Principle: Key to Market Behavior» نویسندگان توانستند روند صعودی بازار را در دهه 80 میلادی پیش‌بینی کنند. پرچر بعدها و پیش از وقوع شکست بازار در سال 1987، توصیه به فروش سهام کرده بود.

جمع‌بندی

استفاده‌کنندگان امواج الیوت تأکید می‌کنند که با وجود این که بازارها ماهیتی فرکتال دارند، اما این پیش‌بینی بازارها را آسان‌تر نمی‌کند. محققان یک درخت را به‌عنوان یک ساختار فرکتال در نظر می‌گیرند، اما این بدین معنی نیست که هر شخصی می‌تواند جهت هر یک از شاخه‌های آن را تشخیص دهد. وقتی که به استفادهٔ کاربردی از این مفهوم می‌رسیم، امواج الیوت نیز به مانند بسیاری دیگر از روش‌های تحلیل بازار موافقان و مخالفان خود را دارد.

یکی از اصلی‌ترین ضعف‌هایی که وجود دارد، اشتباه کاربران این تئوری در شمردن تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ درست موج‌های بازار می‌باشد. با رخ‌دادن این اشتباهات، امکان هرگونه تفسیر و پیش‌بینی از جهت حرکت موج آینده وجود خواهد داشت. در عین حال، معامله‌گرانی که در امر استفاده از تئوری امواج الیوت متبحر شده‌اند، با قدرت از این ایده دفاع می‌کنند.

آموزش تحلیل تکنیکال بیت کوین و ارزهای دیجیتال برای مبتدیان

آموزش تحلیل تکنیکال بیت کوین و ارزهای دیجیتال

تریدرها از ابزارهای مختلفی برای تحلیل بازار بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال جهت تصمیم‌گیری زمان ورود یا خروج از معاملات استفاده می‌کنند. یکی از روش‌های تحلیلی، آنالیز فنی است که اطلاعاتی درباره احساسات بازار و روندهای صعودی و نزولی در اختیار معامله‌گران قرار می دهد. از نمودارها و داده‌های به دست آمده توسط آنالیز فنی برای تجزیه و تحلیل تکنیکال بیت کوین استفاده می‌شود.

نقطه مقابل آنالیز فنی، تحلیل بنیادین یا فاندامنتال است که افزایش یا کاهش قیمت دارایی ها را بررسی می‌کند. برای اینکه تحلیل تکنیکی را به درستی درک کنید، تئوری داو را مرور می کنیم، چون این سبک تحلیلی از آن گرفته شده است. برخی از اساسی‌ترین ایده‌های تئوری داو عبارتند از:

1.بازار همه چیز را در هنگام قیمت‌گذاری خود در نظر می‌گیرد. یعنی وقتی قیمت فعلی یک دارایی تعیین می‌شود همه جزییات قبلی سهم و پیش‌بینی‌های آتی در آن دخیل هستند. در مورد بیت کوین هنگام قیمت‌گذاری فعلی، قیمت باید به گونه ای گذاشته شود که همه جزییات فعلی و همچنین انتظارات و پیشرفتی که در معاملات و احساسات بازار داشته است برای تعیین قیمت محاسبه شود.

2.حرکت قیمت چه صعودی باشد و چه نزولی، به هیچ وجه تصادفی و اتفاقی نیست. قیمت‌ها بر اساس روندهای کوتاه مدت و بلند مدت تعیین می‌شوند.

3.چه چیز از چرا مهم‌ تر است. متغیرهای زیادی بر تعیین قیمت بین کوین تاثیر می‌گذارند؛ اما تکنیکالیست‌ها بیشتر از همه، متغیرهای قیمت سکه را مد نظر قرار می‌دهند. آن ها با بررسی میزان عرضه و تقاضای سکه متوجه تغییرات احتمالی قیمت بیت کوین می‌شوند.

4.تاریخ تکرار می‌شود. این جمله در پدیده‌های مختلفی کاربرد دارد که تحلیل بازار نیز از آن مستثثنی نیست. تریدرها وقتی تغییرات و محرک‌هایی را در وضعیت فعلی بازار مشاهده می‌کنند با استناد به تصمیم‌گیری‌های قبلی همانگونه عمل می‌کنند.

خطوط روند (Trend Lines) چه کمکی به تریدر می‌کنند؟

خطوط روند که بیت کوین به سوی آن حرکت می کند، برای تریدرها سودهای زیادی ایجاد کرده است. جداسازی این روند بسیار ساده است. دارایی های کریپتو اغلب نوسانات بسیار زیادی دارند و بررسی نمودار حرکت قیمت بیت کوین یا سایر ارزهای دیجیتال، از قله ها و دره های (سقف قیمت و کف قیمت) بسیاری تشکیل شده که یک الگوی خطی را نشان می دهند.

خطوط روند (Trend Lines)

برهمین اساس تکنیکالیست ها به این نتیجه می‌رسند که با مشاهده روندهای صعودی نگران نوسانات بازار نباشند و وارد معامله شوند و چنانچه بازار سقف های قیمتی پایین تری ایجاد کرد، روند نزولی را تشخیص داده و از ورود به بازار خودداری کنند.

علاوه بر روند صعودی و نزولی یک وضعیت روند سوم هم داریم که به روند خنثی، رنج یا sideway مشهور است. در این وضعیت قیمت سهم یا رمزارز درجا زده و تقریبا ثابت باقی می‌ماند. حال تریدرها با توجه به خطوط روندی که در تایم فریم بلند مدت و کوتاه مدت ترسیم کرده اند، نسبت به خرید یا فروش تصمیم‌گیری می‌کنند.

نقش سطوح مقاومت و حمایت در تحلیل تکنیکال

در یک نمودار، علاوه بر خطوط روند، خطوط افقی نیز دیده می‌شوند. این خطوط افقی نمایانگر میزان پشتیبانی و مقاومت قیمت هستند. با بررسی سطوح مقاومت (Resistance) و حمایت (Support) می‌توانید به اطلاعاتی درباره میزان عرضه و تقاضای سکه دست پیدا کنید.

در سطح حمایتی، تریدرها تصمیم به خرید سکه می‌گیرند چون متوجه می‌شوند که قیمت سکه در این سطح پایین است. بنابراین تقاضا بالا می‌رود. وقتی تقاضا افزایش داشته باشد روند نزولی بازار متوقف می‌شود و روند صعودی می تواند آغاز شود.

سطوح مقاومت و حمایت

در رابطه با سطح مقاومت، درست مخالف این جریان را در نظر بگیرید. زمانیکه معامله‌گران (تریدرها) برای مدتی از خرید امتناع می‌کنند عرضه بیشتر از میزان تقاضا می‌شود. این تغییرات ناشی از بررسی سطوح حمایت و مقاومت، و در پی آن کنش‌های تریدرها با یکدیگر مستقیما بر قیمت‌گذاری تاثیر دارند.

در زمان شکست مقاومت یا سطح حمایت چه اتفاقی می‌افتد؟

ممکن است شکست روندی که در نمودار مشاهده می‌کنید یک شاخص برای تقویت روند فعلی باشد. زمانیکه سطح مقاومت به سطح حمایت تبدیل می شود، بدیت معنی است که سطح مقاومت شکسته شده و کمی بعد از شکستگی مقاومت قیمت دوباره آن را لمس می کند، در این صورت تقویت روند انجام می‌شود.

نکته: باید حواس‌تان باشد که ممکن است شکست مقاومت یک فریب باشد. یعنی به دروغ شاهد شکست مقاومت باشید اما روند تغییری نکند. به همین دلیل است که تاکید می‌شود قبل از تصمیم‌گیری و استناد به نتایج یک تغییر، شاخص‌های دیگر از جمله حجم معاملات را نیز مورد بررسی قرار دهید.

میانگین حرکت (Moving Average) چیست؟

میانگین‌های متحرک یکی دیگر از ابزارهای مورد استفاده برای تحلیل تکنیکال ارزهای دیجیتال است. برای تعیین میانگین متحرک (MA) باید قیمت متوسط سکه را در یک بازه زمانی مشخص مورد بررسی قرار دهید. به عنوان مثال اگر بخواهید میانگین متحرک امروز سکه را بدانید، باید نرخ سکه در 20 روز گذشته را آنالیز کنید.

میانگین حرکت (Moving Average)

علاوه بر این میانگین متحرک نمایی (EMA)، از اهمیت ویژه ای برخوردار است و نسبت MA، وزن بیشتری را در محاسبه خود به مقادیر قیمت روزهای گذشته نسبت می‌دهد. مثلا ضریب محاسبه پنج روز آخر معاملات EMA دو برابر بیشتر از ده روز گذشته است. برای درک بهتر این مفهوم، یک نمونه عملی از بازار را نشان می دهیم. اگر میانگین حرکت 10 روزه از یک میانگین متحرک 30 روزه عبور کند، می توان پیش بینی کرد که احتمالا روند صعودی ایجاد خواهد شد.

حجم معاملات (Volume) چه تاثیری بر روندها دارد؟

روندهای ناگهانی (صعودی یا نزولی) ارتباط مستقیمی با حجم معاملات دارند. به عنوان مثال چنانچه حجم معاملات مربوط به خرید سکه پایین بیاید یا افزایش پیدا کند، شاهد تغییر روند بازار بر روی نمودار قیمت خواهیم بود. ناگفته نماند که باید در مدت زمان مشخصی شاهد افزایش حجم معاملات باشیم. چنانچه در طول افزایش حجم، روند حرکت قیمت کاهش یابد، می توان انتظار داشت که روند صعودی متوقف خواهد شد.

حجم معاملات (Volume)

حجم معاملات فقط یک ابزار تحلیل تکنیکال نیست!

حجم معاملات

تریدرها با استفاده از داده‌های تحلیل تکنیکال، روندها و احساسات بازار را آنالیز می‌کنند. بر این اساس جهت ورود به موقع به بازار و انجام خرید و فروش، به درستی می‌توانند تصمیم‌گیری کنند. برای درک بهتر این موضوع به چند نکته توجه کنید:

وقتی وارد میدان ترید و معامله گری می‌شوید، توصیه می‌شود که فقط به نتایج حاصل از تحلیل تکنیکال اعتماد نکنید. به عنوان مثال در رابطه با رمزنگاری بازار باید به عوامل دیگری از جمله آیین‌نامه‌ها و گواهینامه هایی که در این زمینه صادر می‌شوند (مثلا ETF) نیز توجه کنید.

توصیه می‌شود که علاه بر تحلیل تکنیکال از ترکیب تجزیه و تحلیل فنی و آنالیز اصولی برای تصمیم‌گیری‌های منتج به سرمایه‌گذاری استفاده کنید. مثلا زمانیکه تریدر تصمیم می‌گیرد بخشی از سرمایه خود را به خرید سکه اختصاص دهد، برای تقویت معامله و کاهش ریسک خود می‌تواند از پشتیبانی فنی برخوردار شود یا به یک نقطه ورود فنی دست یابد و بدین ترتیب نرخ بازگشت سرمایه (ROI) خود را تقویت کند.

کجا تحلیل تکنیکال انجام دهیم؟

در ابتدا به یک ابزار تحلیل نیاز دارید که بتوانید به کمک آن خطوط موجود در نمودارهای قیمت را برای استفاده در معاملات آنالیز کنید.

TradingView

سایت تریدینگ ویو یکی از معتبر ترین سایت های دنیا برای انجام تحلیل تکنیکال بصورت آنلاین و بر بستر وب می باشد و ابزارهای قدرتمندی برای انجام تحلیل تکنیکال در بازارهای مالی جهانی ازجمله ارزهای دیجیتال (کریپتوکارنسی)، استاک، فارکس، نزدک و S&P 500 در اختیار معامله گران قرار می دهد.

Coinigy

Coinigy یک سرویس تقریبا رایگان است که نمودار جامع بازارهای مختلف از جمله فارکس و کریپتو را ارائه می‌دهد.

نتیجه گیری

در یک نمودار علاوه بر خطوط روند، خطوط افقی نیز دیده می‌شوند. خطوط افقی نمایانگر سطوح حمایت و مقاومت قیمت هستند. با بررسی سطوح مقاومت و حمایت یک نمودار می‌توانید به اطلاعاتی درباره میزان عرضه و تقاضای قیمت دست پیدا کنید. در سطح حمایت تریدرها تصمیم به خرید ارز یا سهم مورد نظر خود می‌گیرند چون متوجه می‌شوند که قیمت سهم در پایین ترین قیمت خود قرار دارد.

در دوره های آموزشی صفر تا صد ترید و تحلیل تکنیکال مرکز تحقیقات بلاکچین، علاوه بر فراگیری روش های جدید و کار با ابزارهای پیچیده تر ترید، به انجام تریدهای سرعتی و روزانه مسلط خواهید شد.

اصل بادبزن و خطوط روندی چیست؟ – آموزش و تحلیل تکنیکال

این قانون کاربرد دیگری از خطوط روند را به ما نشان می‌دهد. گاهی بعد از شکسته شدن خط روند صعودی، قیمت قبل از شروع موج بازگشتی به سمت خط روند که حالا به یک مقاومت تبدیل شده مقداری کاهش می‌یابد.

به شکل بالا دقت کنید. این شکل مثالی از اصل بادبزن است. با توجه به شکل بالا این نتیجه حاصل میشود که شکسته شدن سومین خط روند اخطار برگشت روند را می‌دهد. توجه کنیدکه خطوط روند شکسته شده 1 و 2 تبدیل به خط مقاومت شده‌اند.

همینطور که در شکل بالا میبینید ، شکسته شدن سومین خط روند اخطار برگشت روند به روند صعودی را می‌دهد. خط شکسته شده 1 و 2 مانند خط حمایت عمل می‌کنند. خطوط بادبزن درمیان موج‌های صعودی متوالی رسم شده است. شکسته شدن خط سوم بادبزن نشان‌دهنده شروع روند صعودی است.

شکسته شدن سومین خط روند معمولا بیانگر این است که قیمت به پایین‌ترین حد خود رسیده‌ است. همانطور که در شکل بالا مشاهده میکنید ، شکسته شدن سومین خط روند شروع روند صعودی جدیدی را اعلام می‌کند. در اشکال بالا ملاحظه کردید که چطور خط روندهای شکسته شده قبلی تبدیل به خط حمایت یا مقاومت شدند. عبارت «اصل بادبزن» از شکل ظاهری این خطوط که به تدریج با باز شدن خود شکل یک بادبزن را تداعی می‌کنند گرفته شده است.
نکته ی مهمی که باید به خاطر داشت این است که سومین خط روند همیشه حامل اخطار قوی در مورد بازگشت روند میباشد.

اهمیت عدد سه در اصل بادبزن

همانند اهمیت خط سوم در اصل بادبزن جالب است که بدانید عدد سه در مباحث تکنیکال به کرات ظاهر می‌شود و در روش‌های تحلیلی نقش بسیار مهمی دارد. به‌عنوان مثال اصل بادبزن از سه خط روند تشکیل شده است. بازارهای بزرگ افزایشی و کاهشی معمولاًسه مرحله دارند (بر طبق نظریه ی داو و نظریه ی موج‌های الیوت) ، اکثر الگوهای بازگشتی روند معروف مانند سقف سه‌ قلوو و سر و شانه‌ سه موج مهم صعودی دارند . حجم معاملات بازار به سه دسته زیاد، متوسط و کم تقسیم می‌شود و همچنین روند قیمت از سه حالت صعودی، نزولی و خنثی پیروی می کند. در میان الگوهای دنباله‌دار شناخته شده سه نوع مثلث متقارن و کاهشی یا افزایشی وجود دارد. بنا به دلایل گوناگون عدد سه نقش بسیار مهمی را در تمام زمینه‌های تحلیل تکنیکال بازی می‌کند.

شیب نسبی خط روند

شیب نسبی روند مطلب بسیارمهمی است. به طور کلی اکثر خط روندهای مهم صعودی تمایل به حرکت در نزدیکی شیب 45 درجه دارند. برخی از چارتیست‌ها ابتدا یک خط با زاویه ی 45 درجه را که از نقاط مهم و حساس می گذرد رسم می‌کنند و به‌عنوان خط روند اصلی استفاده می‌کنند. خط 45 درجه یکی از تکنیک‌های مورد علاقه W.D.GANN بوده است. این خط بازتاب وضعیت صعودی یا نزولی قیمت در حالتی که قیمت و زمان به تعادل کامل رسیده باشند ، میباشد. اگر خط روند شیب تندی داشته باشند معمولاًبیانگر شتاب زیاد در افزایش قیمت است و اغلب این شیب قابل اطمینان و پایدار نیست. شکسته شدن این خط شاید فقط عکس العمل بازگشتی قیمت در جهت پایدار کردن شیب خود و نزدیک شدن به شیب 45 درجه باشد. اگر خط روند شیب کمی داشته باشد احتمالاً روند صعودی آن ضعیف بوده و روند مطمئن و مستحکمی نمی‌باشد.

به شکل بالا توجه کنید . اکثر خطوط روند معتبر دارای شیب 45 درجه هستند (خط 2). اگر خط بسیار شیبدار باشد (خط 1) معمولاً بیانگر این است که این صعود چندان پایدار نخواهد بود. اگر خط روندی تقریباً صاف باشد (خط 3) نشان می‌دهد که روند صعودی بسیار ضعیف و مشکوک است. بسیاری از تحلیل‌گران خط 45 درجه را از نقاط سقف و کف قبلی مشخص می‌کنند و به‌عنوان خط روند اصلی به کار می‌برند.

چگونگی تنظیم خطوط روند

گاهی لازم است تا خطوط روند را متناسب با روندهای کند یا روندهای پرشتاب تنظیم کنیم. برای مثال همان طور که در مطلب قبلی گفته شده اگر خط روند قبلی شکسته شود شاید لازم باشد تا خط روند جدید با شیب کمتری رسم گردد و اگر روند اصلی بسیار مستقیم یا کم شیب بود، ممکن است لازم باشد تا خط روند با شیب تند‌تری رسم کنیم.

شکل بالا مثالی از خط روند با شیب تند (خط 1) است. خط روند اصلی شیب تندی دارد. اغلب موارد شکسته شدن تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ چنین خط روندی باعث ایجاد خط روند جدیدی با شیب کندتر می‌شود که روند صعودی مربوط به‌آن استحکام و دوام بیشتری دارد (خط 2). شکل بالا نشان دهنده ی وضعیتی است که به علت شکسته شدن خط روند شیبدار (خط 1) لازم است که خط روندی با شیب ملایم‌تر رسم تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ کنیم، مانند (خط 2). اما برعکس موضوع مطرح شده نیز وجود دارد. در این حالت خط روند اصلی بسیار کند و کم شیب است و باید مجدداً با شیب تند‌تری رسم گردد. روند شتابدار صعودی به خط روند با شیب تند‌تری نیاز دارد. خط روندی که فاصله ی چشمگیری از عملکرد قیمت داشته باشد برای پیگیری روند چندان مناسب نیست.

چند نکته مهم

در هنگام وقوع روند پر شتاب بعضی اوقات لازم است خطوط روند متعددی که شیبشان به تدریج افزایش می‌یابد رسم شود. بنا به تجربیات تحلیلگران هر چند که رسم خطوط روند جدید لازم است ولی بهتر است که در این موارد از اندیکاتوری به نام میاگین متحرک استفاده کنیم که عملکرد آن همانند خط روند می‌باشد. یکی از دستاوردهای استفاده از اندیکاتورهای مختلف در تحلیل تکنیکال این است که می‌توانیم مناسب‌ترین آنها را بسته به شرایط انتخاب کنیم.

در صورتی که یک تحلیلگر تکنیکال به ابزارهای گوناگون مسلح باشد می‌تواند در هر وضعیت سریعاً ابزار خود را عوض کرده و آن را که متناسب با شرایط، بهتر عمل می‌کند انتخاب کند. به طور مثال روند پرشتاب یکی از حالت‌هایی است که در آن میانگین متحرک بهتر از داشتن مجموعه‌ای از خطوط روند جدید عمل می‌کند. پس توجه داشته باشید که پیگیری این روش ها و استراتژی ها کاملا ضروری است و این موضوع که فلان استراتژی به کار نمی آید و فقط باید از فلان استراتژی استفاده کرد امری اشتباه است. امید است که شما تحلیلگران عزیز با دانش به روز و کامل سود های فراوانی را در این عرصه کسب کنید.

تحلیل تکنیکال چیست؟ همه چیز راجع به آن را بدانید

تحلیل تکنیکال چیست؟ همه چیز راجعبه آن را بدانید

تحلیل فنی یک رشته تجاری است که برای ارزیابی سرمایه‌گذاری‌ها و شناسایی فرصت‌های معاملاتی با تجزیه و تحلیل روندهای آماری جمع‌آوری‌شده از فعالیت‌های معاملاتی، مانند حرکت قیمت و حجم، استفاده می‌شود.

اطلاعاتی درباره تحلیل تکنیکال

برخلاف تحلیل بنیادی، که تلاش می‌کند ارزش اوراق بهادار را بر اساس نتایج تجاری مانند فروش و درآمد ارزیابی کند، تحلیل تکنیکال بر مطالعه قیمت و حجم تمرکز دارد. ابزارهای تحلیل فنی برای بررسی روش‌هایی که عرضه و تقاضا برای یک اوراق بهادار بر تغییرات قیمت، حجم و نوسانات ضمنی تأثیر می‌گذارد، استفاده می‌شود.
تجزیه و تحلیل فنی اغلب برای تولید سیگنال های معاملاتی کوتاه مدت از ابزارهای مختلف نمودار استفاده می شود، اما همچنین می تواند به بهبود ارزیابی قدرت یا ضعف یک اوراق بهادار نسبت به بازار گسترده‌تر یا یکی از بخش های آن کمک کند. این اطلاعات به تحلیلگران کمک می کند تا برآورد کلی ارزش خود را بهبود بخشند.
تجزیه و تحلیل فنی را می توان بر روی هر امنیتی با داده های معاملاتی تاریخی استفاده کرد. این شامل سهام، قراردادهای آتی، کالاها، با درآمد ثابت، ارزها و سایر اوراق بهادار است. در این آموزش، تئوری داو در تحلیل تکنیکال چیست؟ ما معمولاً سهام را در مثال های خود تجزیه و تحلیل می کنیم، اما به خاطر داشته باشید که این مفاهیم را می توان برای هر نوع امنیت به کار برد. در واقع، تحلیل تکنیکال در بازارهای کالاها و فارکس که معامله‌گران بر روی حرکات کوتاه‌مدت قیمت تمرکز می‌کنند، بسیار رایج‌تر است.
تجزیه و تحلیل تکنیکال همانطور که امروزه می شناسیم اولین بار توسط چارلز داو و نظریه داو در اواخر دهه ۱۸۰۰ معرفی شد.
چندین محقق قابل توجه از جمله ویلیام پی همیلتون، رابرت ریا، ادسون گولد، و جان مگی بیشتر به مفاهیم نظریه داو کمک کردند که به شکل گیری پایه آن کمک کردند. امروزه تجزیه و تحلیل تکنیکال تکامل یافته است و صدها الگو و سیگنال را در بر می گیرد که طی سال ها تحقیق توسعه یافته اند.

اطلاعاتی درباره تحلیل تکنیکال

به طور کلی، تحلیلگران فنی به انواع گسترده شاخص های زیر توجه می کنند

  • روند قیمت
  • الگوهای نمودار
  • شاخص های حجم و حرکت
  • اسیلاتورها
  • میانگین های متحرک
  • سطوح حمایت و مقاومت
  • مفروضات اساسی تحلیل فنی

دو روش اصلی برای تجزیه و تحلیل اوراق بهادار و تصمیم گیری سرمایه گذاری استفاده می شود

تحلیل بنیادی و تحلیل تکنیکال. تحلیل بنیادی شامل تجزیه و تحلیل صورت های مالی یک شرکت برای تعیین ارزش منصفانه کسب و کار است، در حالی که تحلیل تکنیکال فرض می کند که قیمت اوراق بهادار از قبل منعکس کننده تمام اطلاعات در دسترس عموم است و در عوض بر تجزیه و تحلیل آماری تغییرات قیمت تمرکز می کند. تحلیل تکنیکال تلاش می‌کند تا با جستجوی الگوها و روندها به جای تحلیل ویژگی‌های اساسی یک اوراق بهادار، احساسات بازار را در پشت روند قیمت درک کند.

تحلیلگران حرفه ای معمولاً سه فرض کلی را برای این رشته می پذیرند

بازار همه چیز را تخفیف می دهد: تحلیلگران فنی بر این باورند که همه چیز از اصول یک شرکت گرفته تا عوامل گسترده بازار و روانشناسی بازار در حال حاضر در سهام قیمت گذاری شده است. این دیدگاه با فرضیه بازارهای کارآمد (EMH) که نتیجه‌گیری مشابهی را در مورد قیمت‌ها فرض می‌کند، مطابقت دارد. تنها چیزی که باقی می ماند تحلیل حرکت قیمت است که تحلیلگران فنی آن را محصول عرضه و تقاضا برای یک سهم خاص در بازار می‌دانند.

حرکت قیمت در روندها: تحلیلگران فنی انتظار دارند که قیمت ها، حتی در حرکات تصادفی بازار، بدون توجه به بازه زمانی مشاهده شده، روندی را نشان دهند. به عبارت دیگر، قیمت سهام بیشتر احتمال دارد که روند گذشته را ادامه دهد تا حرکت نامنظم. بیشتر استراتژی های معاملاتی فنی بر این فرض استوار است.

تاریخ تمایل به تکرار دارد: تحلیلگران فنی معتقدند که تاریخ تمایل به تکرار دارد. ماهیت تکراری حرکات قیمت اغلب به روانشناسی بازار نسبت داده می شود که بر اساس احساساتی مانند ترس یا هیجان بسیار قابل پیش بینی است. تحلیل تکنیکال از الگوهای نمودار برای تجزیه و تحلیل این احساسات و حرکات بعدی بازار برای درک روندها استفاده می کند. در حالی که بسیاری از اشکال تحلیل تکنیکال برای بیش از ۱۰۰ سال مورد استفاده قرار گرفته‌اند، هنوز اعتقاد بر این است که آنها مرتبط هستند زیرا الگوهایی را در حرکت قیمت نشان می‌دهند که اغلب خود را تکرار می‌کنند.

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل بنیادی

تحلیل تکنیکال در مقابل تحلیل فاندامنتال

تحلیل فاندامنتال و تحلیل تکنیکال، مکتب‌های فکری اصلی در مورد نزدیک شدن به بازارها، در دو طرف طیف قرار دارند. هر دو روش برای تحقیق و پیش‌بینی روندهای آتی قیمت سهام استفاده می‌شوند و مانند هر استراتژی یا فلسفه سرمایه‌گذاری، هر دو طرفداران و مخالفان خود را دارند.
تحلیل فاندامنتال روشی برای ارزیابی اوراق بهادار با تلاش برای اندازه گیری ارزش ذاتی یک سهام است. تحلیلگران بنیادی همه چیز را از وضعیت کلی اقتصاد و صنعت گرفته تا وضعیت مالی و مدیریت شرکت ها مطالعه می کنند. درآمدها، هزینه‌ها، دارایی‌ها و بدهی‌ها همگی از ویژگی‌های مهم برای تحلیل‌گران بنیادی هستند.

تجزیه و تحلیل فنی چگونه استفاده می شود

تحلیل تکنیکال تلاش می‌کند تا حرکت قیمت تقریباً هر ابزار قابل معامله‌ای را که عموماً تحت تأثیر نیروهای عرضه و تقاضا است، از جمله سهام، اوراق قرضه، معاملات آتی و جفت ارز پیش‌بینی کند. در سراسر صنعت، صدها الگو و سیگنال وجود دارد که توسط محققان برای حمایت از معاملات تحلیل تکنیکال توسعه داده شده است. تحلیلگران فنی همچنین انواع متعددی از سیستم های معاملاتی را توسعه داده اند تا به آنها در پیش بینی و معامله بر اساس حرکات قیمت کمک کنند.

نکات مهم

تحلیل فنی یک رشته تجاری است که برای ارزیابی سرمایه‌گذاری‌ها و شناسایی فرصت‌های معاملاتی در روند قیمت و الگوهای مشاهده شده در نمودارها به کار می‌رود.
تحلیلگران فنی بر این باورند که فعالیت های معاملاتی گذشته و تغییرات قیمت یک اوراق بهادار می تواند شاخص های ارزشمندی از حرکات آتی قیمت اوراق بهادار باشد.
تحلیل تکنیکال ممکن است با تحلیل بنیادی که به جای الگوهای قیمتی تاریخی یا روند سهام، بر وضعیت مالی شرکت تمرکز دارد، در تضاد باشد.

مقالات مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

برو به دکمه بالا